به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سیما، به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، آزیتا ترکاشوند افزود: من تصریح کردم که این کار مهم و به این جهت تازه است که کمتر از حضور زنان در جنگ صحبت و برای آن برنامهسازی کردهایم؛ آنهم در شرایطی که این بار و در این جنگ زنان ما بسیار خوش درخشیدند و نبض تمام میدانها و خیابانها دست زنان بود؛ از امدادگر و آتشنشان گرفته تا پزشکان و عزیزانی که در شیرخوارگاهها و بهزیستی فعال بودند. اینگونه شد که برنامه تولید شد. دیدگاه ما این بود که «نبض ایران» این بار بسیار قوی در دست زنان است؛ نبضی که مرتب زده شد و قلب ایران را به تپش دوباره واداشت. در نتیجه این عملکرد زنان و تأثیرشان باید به تصویر کشیده میشد و برای ایران به یادگار میماند.
ترکاشوند در پاسخ به این سؤال که پیشازاین هم تجربه روایتگری و اجرا را داشته است یا خیر گفت: هم بله و هم خیر. در مستند «محفل» که خارج از کشور کار شد و ۱۲ قسمتی بود ما اماکن قرآنی را به تصویر کشیدیم؛ مکانهایی چون کشتی حضرت نوح، غار اصحاب کهف، مقام ابراهیم و... . در این کار من نقشی بین راوی و مجری را کار کردم.
وی با اشاره به شکل و زمان تولید برنامه تصریح کرد: دقیقاً در روزهای جنگ و زمانی که بمب و موشک روی سرمان بود این کار را ساختیم. بعضاً اتفاق افتاد که حین فیلمبرداری نزدیکمان انفجار رخ داد و این برنامه مستندگونه تولید شد. اینکه بگویم نترسیدم دروغ است، چون صدای بمب و همهمه مردم در شهر جریان داشت، اما اینکه نخستین زن روایتگر زنان در جنگ بودم برایم مهم و باارزش بود؛ ضمن اینکه کار شیرزنان ایرانی باید ثبت میشد. باید آن تبلیغاتی که زن ایرانی را مطبخنشین معرفی میکند، میزدودیم و نشان میدادیم که در هنگام بحران هر زن ایرانی خودش فرمانده است و مدیر و مدبر.
ترکاشوند با اشاره به دشواریهای این کار تأکید کرد: در کار سینمایی، کار ما ماکتی از واقعیت است اما در اینجا من یک حقیقت را به تصویر میکشیدم و همه لحظات برایم زنده و واقعی بود. برایناساس همه لحظات درد، بغض، خشم، افتخار، شکوه و عظمت داشت و همه حسها را با هم تجربه کردم. درنتیجه، حالت روحی خودم بزرگترین مسئله بود، مخصوصاً زمانی که اسباببازیهای رها شده بچهها را در خانههای خرابشده پس از حمله دیدم به معنای واقعی روحم به درد آمد.
این بازیگر در پاسخ به این سؤال که تلخترین و شیرینترین صحنهای که در ساخت این مجموعه دیده است چه بوده، عنوان کرد: تلخترین سکانس زمانی رقم خورد که دوچرخه پسربچهای را دیدم که مشخص بود آن بچه عاشقش بوده؛ چون با روبان و برچسب و وسواس تزئینش کرده بود و زمانی که پیگیر شدم فهمیدم صاحب ششسالهاش شهید شده است. شیرینترین لحظات هم حضور زنانمان در صحنههای مختلف در این جنگ بود؛ زنانی که با میدانداری پای مردم و وطن ایستاده بودند. باشکوهترین اینها یک دختر ۱۹ ساله امدادگر بود که بدون ترس آمده بود که کمکرسانی کند. دختری که در سنی بود که هزار امید و آرزو برای ادامه زندگی داشت، اما ایستاده بود تا به دیگران کمک کند؛ دیدن چنین زنانی برای من باعث درخشش و حال خوب بود.
ترکاشوند با تأکید بر پیام برنامه اظهار کرد: پیام «نبض وطن» میهنپرستی، اتحاد، انسجام ملی و حمایت است و تأکید بر این مهم که اگر زنان ما پای کار نبودند میادین اینگونه شلوغ نمیشد. تأکید بر اینکه زنان همه این موضوعات را رهبری کردند.
انتهای پیام/ن