به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سیما، به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، مهدی مهدیقلی ادامه داد: ما طی سالیان گذشته عمدتاً به بازنمایی مواضع، سخنرانیها و نتایج تصمیمات پرداختهایم؛ اما کمتر به این پرسش توجه کردیم که شهید آیتالله خامنهای چگونه به تصمیم میرسیدند و چگونه میان آرمان و واقعیت، میان اصول و مصلحت، میان هویت و کارآمدی جمع میکردند. فهم یک شخصیت بزرگ و تاریخساز صرفاً ازطریق خروجیهای رفتاری ایشان ممکن نیست، بلکه باید به الگوهای ذهنی و سازوکارهای تصمیمسازیشان نزدیک شد. معتقدم هنوز ابعاد مهمی از عقلانیت راهبردی، نظام اولویتبندی، روش تحلیل مسائل و معماری ذهنی ایشان برای نسل جدید روایت نشده است.
وی افزود: همچنین، بخش دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفته، ساحت فرهنگی و زیباشناختی و نسبت ایشان با شعر، ادبیات، رمان، هنر، زبان، روایت و نیز قدرت نرم شخصیت رهبر شهید است. این وجه در فهم کامل شخصیت ایشان اهمیت بنیادین دارد، زیرا بسیاری از تحلیلهای سیاسی و اجتماعی رهبر شهید بر یک زیرساخت عمیق فرهنگی استوار بود.
این مجری تلویزیون درخصوص احساس مسئولیت خود بهعنوان مجری پساز شهادت رهبری برای روایت ذوابعاد بودن ایشان بیان کرد: اکنون قطعاً احساس مسئولیت بیشتری دارم. پیشازاین، ما درباره رهبری سخن میگفتیم که میان ما حاضر و بر موضوعات مسلط بودند و کنش داشتند؛ اما اکنون ضمن اینکه معتقدیم همچنان زنده و در جایگاه شهید، ناظر بر ما هستند، با یک شخصیت تاریخی هم مواجهیم.
مهدیقلی تأکید کرد: دانشمندان علم ارتباطات معتقدند میان اطلاعرسانی درباره یک شخصیت و ساخت حافظه تاریخی درباره او تفاوت وجود دارد. امروز مسئولیت رسانه صرفاً انتقال اطلاعات نیست، بلکه مشارکت در شکلدهی حافظه جمعی یک ملت است. به همین دلیل احساس میکنم وظیفه ما از بازتاب رویدادها بهسمت روایتسازی مسئولانه تغییر کرده است.
این مجری و کارشناس رسانه متذکر شد: خطر بزرگ در این مرحله آن است که شخصیتهای تاریخی یا به اسطورههای دستنیافتنی تبدیل شوند یا در سطح خاطرات پراکنده تقلیل پیدا کنند. مأموریت ما باید حفظ تعادل میان این دو، یعنی ارائه تصویری واقعی، انسانی، عمیق و درعینحال الهامبخش باشد. برنامه «رهنما» نیز دقیقاً با همین رویکرد شکل گرفت و تلاشی برای عبور از روایتهای سطحی و نزدیک شدن به فهمی عمیقتر از یک تجربه تاریخی و تمدنی است.
وی درخصوص چگونگی ایجاد تعادل بین روایت سوگوارانه از شهادت رهبری و بازخوانی میراث فکری و تاریخ زندگی ایشان در رسانه ملی توضیح داد: در تجربههای جهانی، شخصیتهای بزرگ زمانی در حافظه تاریخی ملتها ماندگار میشوند که سوگواری به فهم و فهم به کنش اجتماعی تبدیل شود. مانند آنچه در شهادت جانسوز امام حسین(ع) و فرهنگ عاشورا رخ داده و این مصیبت عظمیبه یک رستاخیز معظم انسانی مبدل شده است. سوگ، نقطه آغاز است؛ نقطه پایان نیست. اگر روایت ما صرفاً بر فقدان متمرکز شود، نسلهای بعدی بیش از آنکه با اندیشه و میراث آن شخصیت آشنا شوند، با احساس فقدان او مواجه خواهند شد؛ درحالیکه هدف اصلی باید انتقال سرمایه فکری و فرهنگی باشد.
مهدیقلی یادآوری کرد: از این منظر، در طراحی برنامه «رهنما» تلاش کردیم ضمن آنکه سوگ را از حافظه تاریخی جدا نمیکنیم، آن را به تنها محور روایت نیز تبدیل نکنیم. عزاداری و فقدان، دروازه ورود مخاطب است؛ اما مقصد نهایی باید شناخت اندیشه، سلوک، سبک مدیریت و میراث تمدنی رهبر شهید باشد. به تعبیر دیگر، اگر سوگ احساس ما را درگیر میکند، روایت میراث باید فهم ما را درگیر کند و این دو در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
وی در پاسخ به این سؤال که رسانه ملی در سالهای آینده برای روایت و بازخوانی شخصیت و اندیشه شهید آیتالله خامنهای باید بهسراغ چه قالبها و زبانهای تازهای برود تا این میراث برای نسلهای بعدی زنده بماند، گفت: نسل جدید بیش از آنکه با گزارهها ارتباط برقرار کند، با روایتها ارتباط برقرار میکند. به همین دلیل، تصور میکنم رسانه ملی ناگزیر است از بازنشر سخنان به بازآفرینی تجربه زیسته عبور کند. در سالهای آینده نیازمند روایتهای چندلایهایم که باید شامل مستندهای روایی، تاریخ شفاهی نخبگان، روایتهای مسئلهمحور، آثار نمایشی مبتنیبر بزنگاههای تصمیمگیری، پادکستها، محصولات تعاملی و قالبهایی باشد که بتوانند ذهن مخاطب را وارد فرایند کشف و فهم کنند.
مهدیقلی اظهار کرد: مخاطب صرفاً دریافتکننده پیام نیست، بلکه در ساخت معنا مشارکت میکند. بنابراین، هرچه بتوانیم شخصیت رهبر شهید را در قالب تجربههای عینی، روایتهای انسانی و موقعیتهای واقعی بازنمایی کنیم، امکان انتقال این میراث به نسلهای آینده بیشتر خواهد شد. به اعتقاد من، مهمترین تحول موردنیاز، عبور از روایتهای صرفاً توصیفی بهسمت روایتهای تبیینی و تجربهمحور است.
وی درخصوص تغییر در شناخت خود قبل و بعداز حضور در برنامه «رهنما» از رهبر شهید و شخصیت چندوجهی ایشان توضیح داد: بیتردید شناخت من در جریان تولید و اجرای برنامه «رهنما» عمیقتر و متفاوتتر شد. پیشازاین، مانند بسیاری افراد، بیشتر با وجه سیاسی و مدیریتی ایشان آشنا بودم؛ اما در جریان گفتوگو با دهها شخصیت سیاسی، فرهنگی، علمی، حوزوی، نظامی، اقتصادی، بینالمللی و هنری، بهتدریج با لایههای دیگری از شخصیت ایشان مواجه شدم. آنچه برای من بیش از همه شگفتآور بود، انسجام میان این ابعاد مختلف بود؛ گویی در پسِ همه این عرصهها، یک منظومه فکری واحد از شعر و ادبیات گرفته تا سیاست خارجی، از اقتصاد تا فرهنگ، از مدیریت بحران تا مجالس روضه اهلبیت(ع) وجود داشت.
این مجری و کارشناس رسانه تأکید کرد: صادقانه معتقدم هیچ برنامهای نمیتواند مدعی روایت همه ابعاد چنین شخصیتی باشد. «رهنما» را بیشتر باید نقطه آغاز یک مسیر دانست. مسیری برای نزدیک شدن به فهمی عمیقتر از شخصیتی که امروز دیگر تنها یک رهبر سیاسی نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و هویت تمدنی ایران معاصر به شمار میآید. اگر این برنامه توانسته باشد مخاطب را به طرح پرسشهای عمیقتر درباره اندیشه، سلوک و میراث رهبر شهید ترغیب کند، میتوان گفت بخشی از مأموریت خود را انجام داده است.
انتهای پیام/ن