مشاهده خبر

دو شنبه 7 اردیبهشت 1405 - 13:49:37
چرا برنامۀ «من ایرانم» نسبت به سایر برنامه‌های ۶۰ روز اخیر متمایز شد

دورۀ رایگان آموزش اجرا در شبکه نسیم

بدون شک، حضور مجری هوشمند و باسابقه‌ای چون محمدرضا شهیدی‌فر، وزنه‌ای است که سنگینی اعتبار هر برنامه‌ای را تضمین می‌کند. در روز‌هایی که التهاب جنگ و هجمه‌های رسانه‌ای، روان جامعه را هدف گرفته بود، شبکه نسیم برنامه‌ای را روی آنتن برد که نامش به تنهایی یک هویت است؛ «من ایرانم».

0

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سیما، 

به نقل از روزنامه فرهیختگان؛ موفقیت چشمگیر این برنامه در جذب مخاطب و ایجاد یک جریان گفتمانی منسجم، ما را بر آن داشت تا در این گزارش، نگاهی دقیق به ابعاد این اثر و چرایی اهمیت آن در میانه‌ نبرد‌های سرنوشت‌ساز اخیر بیندازیم. برنامه‌ای که با حمایت سازمان اوج در میانه جنگ رمضان ساخته شد و چهره‌ای را درون قابش قرار داد که خیلی زود تبدیل به نماد آرامش مقتدرانه شد. آن چهره محمدرضا شهیدی‌فر است. در شرایطی که جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، فضای عمومی را به سمت استرس و بلاتکلیفی سوق می‌داد، او با اجرای مسلط خود، قاب تلویزیون را به پناهگاهی برای تبیین و گفت‌وگو تبدیل کرد. موفقیت «من ایرانم» پیش از هر چیز مدیون توانایی او در هدایت گفت‌وگو‌هایی است که نه در سطح شعار‌های زودگذر، بلکه در عمق مفاهیم ملی و اعتقادی ریشه دارند. او توانسته است فضایی ایجاد کند که هنرمندان با طیب خاطر، از ایران بگویند؛ آن هم در زمانی که ایستادن پای نام وطن، هزینه‌های رسانه‌ای خاص خود را دارد.

 

«من ایرانم» فراتر از یک برنامه معمولی
«من ایرانم» و شهیدی‌فر توانستند مرجعیت رسانه‌ای را در اوج بحران به داخل مرز‌ها بازگردانند. درحالی‌که رسانه‌های بیگانه با تمام توان به دنبال القای حس تنهایی و فروپاشی در میان ملت ایران بودند، این برنامه با دعوت از چهره‌های محبوب هنری، تصویری دگرگون ارائه داد؛ تصویری از یک ایران واحد که هنرمندش در کنار رزمنده‌اش ایستاده است.
سخن گفتن از «من ایرانم» در میانه یک نبرد نظامی تمام‌عیار، به معنای صحبت از یک قرارگاه پشتیبانی روانی است؛ عملیات پشتیبانی در میدان جنگ یعنی رساندن مهمات، آذوقه و تجهیزات به خط مقدم؛ اما در ساحت رسانه، این پشتیبانی به معنای تقویت اراده و امید در بدنه جامعه است. کاری که در «من ایرانم» با وجود محمدرضا شهیدی‌فر انجام گرفت.
در جنگ‌های نوین، هدف اصلی نه تصرف خاک، بلکه تصرف «ذهن» است. دشمن با پمپاژ اخبار ناامیدکننده، به دنبال فروپاشی از درون است. برنامه تلویزیونی در اینجا مانند یک سپر دفاعی (پدافند) عمل می‌کند. وقتی مخاطب، هنرمند محبوب یا مجری مورد اعتمادش را می‌بیند که با صلابت از ایستادگی حرف می‌زند، آن محاصره ذهنی شکسته می‌شود. این یعنی پشتیبانی از امنیت روانی مردم.
یک برنامه موفق مثل یک شیپور باشکوه عمل می‌کند که پراکندگی‌ها را از بین می‌برد. وقتی همه در یک ساعت مشخص، یک پیام واحد (حب وطن) را از زبان آدم‌های مختلف می‌شنوند، یک اراده جمعی شکل می‌گیرد. این اراده، همان نیرویی است که در خیابان‌ها به حرکت درمی‌آید و باعث می‌شود دشمن حس کند با یک دیوار انسانی روبه‌رو است، نه فقط با یک ارتش کلاسیک.


ایران تکه‌ای از وجود ما
تمرکز «من ایرانم» بر مفهوم هویت ملی، صرفاً یک انتخاب تماتیک برای پر کردن وقت آنتن نیست؛ بلکه یک استراتژی تکیه‌گاهی است. در روزگاری که فضای رسانه‌ای بیگانه تلاش می‌کند ایران را به یک جغرافیای مورد مناقشه یا یک بن‌بست سیاسی تقلیل دهد، شهیدی‌فر و تیمش، ایران را به مثابه یک هویت غیرقابل‌انکار و یک کل خلل‌ناپذیر بازتعریف می‌کنند. این برنامه دقیقاً روی همین نقطه ایستاده است؛ ایران نه به عنوان یک موضوع برای گفت‌وگو، بلکه به عنوان بنیاد گفت‌وگو مطرح می‌شود.
یکی از ویژگی‌های «من ایرانم»، نحوه‌ مواجهه‌ مهمان با پرسش‌های شهیدی‌فر است. نوع طراحی سؤالات و اتمسفر حاکم بر برنامه به گونه‌ای است که میهمان اعم از هنرمند، ورزشکار یا چهره‌ فرهنگی را در یک لحظه‌ صداقت ناخودآگاه قرار می‌دهد.
وقتی نام ایران با آن وقار و طنین خاص بر زبان مجری جاری می‌شود، ما شاهد یک واکنش آنی در چهره و کلام مهمان هستیم. در آن لحظه، مهمان دیگر به دنبال چیدن واژگان دیپلماتیک یا ویترین‌سازی نیست؛ بلکه آنچه از زبانش جاری می‌شود، نوعی غیرت و تعلق ریشه‌دار است. این واکنش‌های ناخودآگاه، ارزشمندترین سرمایه‌ برنامه هستند؛ چراکه به مخاطب ثابت می‌کنند تعلق به خاک، چیزی نیست که با بخشنامه یا فشار‌های سیاسی از بین برود، بلکه بخشی از کد‌های ژنتیکی و فرهنگی هر ایرانی است.
شهیدی‌فر با تسلطی که بر زبان و ادبیات دارد، سؤال را مثل یک آینه در برابر مهمان می‌گیرد. او نمی‌پرسد «نظر شما درباره ایران چیست؟»، بلکه به گونه‌ای از هویت سخن می‌گوید که مهمان احساس می‌کند ایران، تکه‌ای از وجود اوست که در خطر قرار گرفته یا نیاز به بازخوانی دارد.
در این لحظات، مخاطب نیز همپای مهمان درگیر این کشف و شهود می‌شود. مخاطبی که در خانه نشسته و شاید زیر فشار اخبار جنگ، دچار تردید یا خستگی شده باشد، با دیدن واکنش عاطفی و مقتدرانه‌ هنرمند محبوبش نسبت به مفهوم ایران، ناگهان به خود می‌آید. اینجاست که برنامه از یک گفت‌وگوی تلویزیونی به یک تجربه‌ جمعی هویت‌ساز تبدیل می‌شود.
در میانه جنگ، دشمن بیش از آنکه از توان نظامی ما بترسد، از چسب هویتی که ملت را به هم متصل کرده، وحشت دارد. «من ایرانم» با پافشاری بر هویت ملی، این چسب را تقویت می‌کند. این برنامه به مخاطب یادآوری می‌کند که هویت ما، حاصل هزاران سال حماسه، شعر و ایستادگی است و جنگ امروز، تنها فصلی جدید از این روایت کهن است.
واکنش‌های آنی مهمانان به سؤالات برنامه، در حقیقت بازتابی از غیرت فروخورده و امید زنده در بطن جامعه است. وقتی هنرمندی با شنیدن نام وطن، چشمانش برق می‌زند یا با صلابت از ماندن و ساختن حرف می‌زند، این پیام به خیابان‌ها مخابره می‌شود که ما هنوز هستیم و این هویت، فروختنی یا تسلیم‌شدنی نیست.

 

دایره‌المعارف زنده‌ غیرت هنری
یکی از عمیق‌ترین لایه‌های برنامه‌ «من ایرانم» که شاید در نگاه اول زیر سایه‌ جذابیت‌های تصویری پنهان بماند، نقش آن در تدوین و ثبت تاریخ شفاهی مقاومت هنری است. ما معمولاً تاریخ جنگ‌ها را با جابه‌جایی مرز‌ها، تعداد جنگنده‌های منهدم شده و بیانیه‌های نظامی می‌شناسیم؛ اما تاریخ حقیقی یک ملت، در لایه‌های پنهان احساس و موضع‌گیری‌های فرهنگی نخبگان آن سرزمین نهفته است.
در میانه نبرد ایران با آمریکا و اسرائیل، هر هنرمندی که روبه‌روی محمدرضا شهیدی‌فر می‌نشیند، در واقع در حال امضای یک سند تاریخی است. این گفت‌وگوها صرفاً گپ‌وگفت‌های دوستانه نیستند؛ بلکه ثبت لحظه‌ای است که یک هنرمند انتخاب می‌کند در کجای تاریخ بایستد. وقتی بازیگری از اضطراب‌هایش برای خاک می‌گوید، یا خواننده‌ای از انگیزه‌ سرودن برای وطن حرف می‌زند، «من ایرانم» در حال ضبط کردن نُت‌های اصلی سمفونی مقاومت است. این‌ها همان قطعات پازلی هستند که دهه‌های بعد، تصویر دقیق روح جمعی ایرانیان را در سال ۱۴۰۵ ترسیم خواهند کرد.
تاریخ شفاهی که در این برنامه شکل می‌گیرد، راوی یک تحول بزرگ در جامعه هنری است. ما در این قاب، شاهد عبور از هنر بی‌تفاوت و رسیدن به هنری هستیم که خود را بخشی از سرنوشت ملی می‌داند. شهیدی‌فر با سؤالاتش، هنرمند را وادار می‌کند تا نسبت خود را با مفاهیم سختی چون جنگ و غرور ملی را بازتعریف کند. این برنامه نشان می‌دهد که چگونه یک ملودی یا یک نقش‌آفرینی، می‌تواند به اندازه‌ یک موشک دفاعی، از تمامیت ارضی یک کشور محافظت کند. ثبت این تجربیات، به آیندگان می‌آموزد که مقاومت فقط یک عمل فیزیکی در مرز‌ها نیست، بلکه یک «اراده‌ فرهنگی» در مرکز شهرهاست.
«من ایرانم» را باید فراتر از یک برنامه شبانه دید؛ این برنامه، دایره‌المعارف زنده‌ غیرت هنری است. هر فریم از این برنامه، برگی است از کتاب قطور ایستادگی ملتی که آموخته است چگونه از میان خاکستر جنگ، ققنوس هنر و هویت خود را به پرواز درآورد.

 

من‌ها چطور ما شدند؟
نقش محمدرضا شهیدی‌فر در برنامه «من ایرانم»، فراتر از یک مجری ناظر یا پرسشگر معمولی است؛ او در این قاب، عملاً خود را در جایگاه ضمیر پویای ایرانی‌ها قرار می‌دهد. این یعنی او تنها زبان خود نیست، بلکه بازتاب‌دهنده‌ وجدان بیدار، خرد جمعی و حافظه‌ تاریخی ملتی است که در میانه یک نبرد بزرگ، بیش از هر چیز به انسجام نیاز دارند.
در برنامه‌های گفت‌وگومحور، به‌ویژه با هنرمندان که برآمده از احساس و نگاه‌های متفاوت هستند، همواره این امکان وجود دارد که کلامی یا برداشتی، ناخواسته به شکاف‌های اجتماعی دامن بزند یا تمرکز جامعه را از دشمن مشترک به سمت اختلافات داخلی منحرف کند. اینجاست که نقش شهیدی‌فر به مثابه یک نگهبان وحدت برجسته می‌شود.
او با ذکاوت سرشاری که دارد، به محض اینکه احساس کند مسیر گفت‌وگو ممکن است به‌سمتی برود که یکپارچگی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد، به صورت نرم اما مقتدرانه وارد عمل می‌شود. او در برابر حرف‌هایی که بوی تفرقه بدهد، می‌ایستد؛ اما نه با زبان سانسور، بلکه با زبان تبیین. او با کلماتش، زاویه دید مهمان و مخاطب را دوباره به سمت افق بزرگ‌تر یعنی اقتدار ایران برمی‌گرداند.
او با حرف‌هایش، فضایی می‌سازد که در آن من‌ها به ما تبدیل می‌شوند. این همان ضمیر پویایی است که می‌داند برای عبور از طوفان جنگ با آمریکا و اسرائیل، کشتی ایران نباید دچار لرزه‌ داخلی شود. شهیدی‌فر با این شیوه، «من ایرانم» را به تریبونی برای اقتدار متصل به وحدت تبدیل کرده است؛ جایی که هویت ملی، نه یک شعار، بلکه یک پیمان ناگسستنی میان تمام اجزای ملت است.


صمیمانه حرف بزنیم
طراحی صحنه و میزانسن «من ایرانم»، یکی از هوشمندانه‌ترین بخش‌های مهندسی این اثر است که آگاهانه از کلیشه‌های برنامه‌های تاک‌شو فاصله گرفته، در برنامه‌های معمول گفت‌وگومحور، غالباً با یک میز جداکننده، صندلی‌های رسمی و فاصله‌ای فیزیکی روبه‌رو هستیم که ناخودآگاه فضایی خشک در مصاحبه ایجاد می‌کند؛ اما در «من ایرانم»، همه‌چیز برای شکستن این مرز‌ها طراحی شده است. مدل نشستن در این برنامه، بیش از آنکه شبیه به استودیو‌های مدرن خبری باشد، یادآور فرهنگ نشستن ایرانی است. چیدمان به گونه‌ای است که صمیمیت را از لایه‌های زیرین به سطح می‌آورد.
وقتی فضا صمیمی و خودمانی باشد، زبان مهمان هم تغییر می‌کند. در دوران بحران، مردم بیش از هر چیز از تصنع و سخنرانی‌های یک‌طرفه خسته می‌شوند. آن‌ها به دنبال پیوند واقعی هستند. «من ایرانم» با این میزانسن خاص اضطراب را کاهش می‌دهد؛ صمیمیت فضا، تلخی موضوعات مربوط به جنگ را تلطیف می‌کند؛ صداقت ایجاد می‌کند؛ وقتی فضا شبیه به خانه است، مهمان حرفی را می‌زند که واقعاً به آن باور دارد، نه آنچه را که باید بگوید؛ مخاطب را به درون دایره می‌برد و بیننده حس نمی‌کند که در حال تماشای یک برنامه است، بلکه حس می‌کند خودش هم یکی از کسانی است که دور آن کرسی فرضی نشسته و در حال شنیدن قصه‌ وطن است.

 

به هر قیمتی وایرال نمی‌شویم!
یکی از تفاوت‌های بنیادین برنامه «من ایرانم» با جریان غالب برنامه‌سازی در تلویزیون، در رویکرد آن به پدیده‌ وایرال شدن برنامه در فضای مجازی است. در سال‌های اخیر، شاهد نوعی دیکتاتوری لایک و بازدید در برنامه‌های تلویزیونی بودیم؛ جایی که بسیاری از برنامه‌سازان با صرف هزینه‌های گزاف، حاشیه‌سازی‌های عمدی یا طراحی سؤالات زرد و جنجالی، به دنبال این هستند که تکه‌هایی از برنامه‌شان در فضای مجازی دست‌به‌دست شود؛ اما در این برنامه، ما با یک وقار رسانه‌ای روبه‌رو هستیم که وایرال شدن را از یک هدف به یک پیامد طبیعی تبدیل کرده است.
شهیدی‌فر و تیم سازنده «من ایرانم»، فضای وایرال شدن را آگاهانه کنترل می‌کنند. تفاوت اصلی در اینجاست که در برنامه‌های دیگر، وایرال شدن بر اساس تخریب یا شوک است؛ اما در اینجا بر اساس کشف اتفاق می‌افتد. مشخص است که برنامه برای دیده شدن در فضای مجازی نیست. هیچ خبری از مچ‌گیری‌های زننده یا سناریو‌های از پیش تعیین شده برای گریه گرفتن یا عصبانی کردن مهمان نیست. وقتی بخشی از این برنامه وایرال می‌شود، معمولاً آن قسمتی است که یک حقیقت ناب یا یک جمله عمیق درباره وطن گفته شده است. این تکه‌ها به جای اینکه مخاطب را با یک حس لحظه‌ای و زرد سیر کنند، در او تشنگی ایجاد می‌کنند. مخاطب با دیدن یک برش دو دقیقه‌ای، احساس می‌کند با یک محتوای بااصالت روبه‌رو شده و به همین خاطر، داوطلبانه به دنبال تماشای کامل برنامه می‌رود. مخاطب باهوش است و تفاوت میان جنجال ساختگی و شکوه واقعی را می‌فهمد. موفقیت واقعی یک برنامه زمانی است که یک تکه‌ کوتاه، مخاطب را متقاعد کند که چهل دقیقه وقت بگذارد و کل برنامه را ببیند؛ کاری که شهیدی‌فر با تکیه بر اعتبار و وقار کلامش به خوبی از پس آن برآمده است.
در واقع، «من ایرانم» به ما یادآوری می‌کند که اگر محتوا عمق داشته باشد و روی ریشه‌ها (مثل هویت ملی) دست بگذارد، نیاز به تبلیغات و شو‌های نمایشی ندارد؛ چراکه حقیقت خود بزرگ‌ترین عامل برای انتشار و ماندگاری است.

انتهای پیام/ن

برچسب ها :

آخرین اخبار

پیام تسلیت معاون سیما در پی درگذشت مادر داریوش فرضیایی بررسی سلامت معنوی، اقتصاد خانواده و دستاوردهای نخبگان رباتیک در «سلام تهران» «شهر زیبا» به شبکه نسیم رسید «کوهپایه»؛ روایت دغدغه‌های نوجوان امروز از مقاومت تا ولایت تحلیل مراسم باشکوه تشییع امام شهید و نگاه والای ایشان به مقام زن در «تهران ۲۰» توسعه همکاری‌های شبکه آموزش و سازمان آموزش‌ و پرورش استثنایی «شاخه‌ای روی آب»؛ روایتی از زندگی دانشمند شهید دکتر محمدمهدی طهرانچی «سلاح نفت»؛ روایت تحریم نفتی ۱۹۷۳ از شبکه مستند داریوش فرضیایی در سوگ مادر نشست «کشیک سلامت» به بررسی چرایی کمبود و گرانی دارو و حواشی مدیریت سازمان غذا و دارو می‌پردازد از نوجوانی تا وحدت ملی در مجله عصرگاهی «به خانه برمی‌گردیم» «تنوره دیو» ؛ نخستین فیلم سینمایی كیانوش عیاری روی آنتن شبکه نمایش دوبله سریال «شیکار هوم» برای شبکه سه سری جدید «مردان آهنین» روی آنتن شبکه ورزش پخش زنده محفل قرآنی در جوار مزار مطهر رهبر شهید از قاب شبکه قرآن و معارف «شهر امن» نقش عابران پیاده در حوادث ترافیکی را بررسی می‌کند «غول ۲» در شبکه نمایش وداع مردم با یک پدر را دیدم «روح‌الامین»؛ روی آنتن شبکه نسیم سواد رسانه‌ای؛ سپر خانواده در عصر دیجیتال از قاب شبکه تهران «تاوان پول» در شبکه نمایش بازخوانی حماسه بدرقه رهبر شهید با حضور استاندار در «تهران ۲۰» «متولد آوریل» در قاب تماشا «سلام تهران»؛ از پنجره‌ی خانواده تا مسیر کربلا مستند «ابوجواد» روایتگر زندگی و مجاهدت‌های شهید ایوب مطلب‌زاده روی آنتن می‌رود فصل سوم «آقای قاضی»؛ تازه‌ترین محصول مرکز سیمرغ از شبکه دو سیما روی آنتن می‌رود «سلام آقا» روایت حسرت‌هایی است که به زیارت کربلا ختم می‌شوند خداحافظ پدر شهید امت «استیو»؛ روایت همدلی و صبر در یک مدرسه «خاکستر و برف» در قاب نمایش پخش زنده والیبال نشسته ایران و ژاپن در شبکه ورزش یک «مربی محبوب» در شبکه سه ضیافت نور با طنین آیات قرآن و زمزمه ادعیه های نورانی در شبکه قرآن و معارف سری جدید «مردان آهنین» در شبکه سه سیما سال‌ها می‌توان درباره دوران زعامت رهبر شهید مستند ساخت منشور فکری رهبر شهید برای رسانه ملی، منظومه‌ای راهبردی و آینده‌نگر بسیاری از ناگفته‌های زندگی رهبر شهید اکنون قابل‌ روایت است هنوز ابعاد مهم عقلانیت راهبردی قائد شهید امت روایت نشده است «نسیم‌آوا»؛ هم‌نفس با نغمه‌ها رقابتی برای نمایش طعم‌های ایرانی «امین ایران»؛ روایتی از دل خاطره‌ها، نه شعارها تشییع رهبر شهید؛ آغاز روایتی که باید ادامه یابد مراسم تشییع رهبر انقلاب جلوه‌ای از وحدت ملی بود «رزم‌آهنگ»؛ ساز مقاومت در میدان جنگ زخم جنگ بر پیکر میراث تاریخی ایران «سرخدار» روایت تلخ جنگل‌های در حال احتضار هیرکانی میثاقِ سرخ زیر سایه خورشید شبکه امید با ویژه‌برنامه «اشاره» نسل جدید را به کنشگری دعوت کرد معرفی بزرگراه‌های پرخطر پایتخت در «شهر امن» «قهرمان» ایتالیایی در شبکه نمایش

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها