به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سیما، به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، سریال «کلینیک رویا» با بهرهگیری از فضایی فانتزی اما ریشهدار در واقعیت، تلاش کرده است موقعیتهایی تازه و متفاوت را پیش روی مخاطب بگذارد؛ موقعیتهایی که در آن، شخصیتها نه فقط در دل ماجرا، بلکه در دل تضادها و روابط انسانی تعریف میشوند. یکی از نقشهای قابل توجه این مجموعه، شخصیتی است که مریم کاظمی آن را ایفا کرده؛ مادری که در بستری خاص و متفاوت، با ویژگیهایی کمتر دیدهشده در درامهای تلویزیونی، به تصویر کشیده شده است. در گفتوگو با این بازیگر، از دلایل پذیرش این نقش، ویژگیهای شخصیت، چالشهای بازی در چنین موقعیتی و نسبت آن با زنان واقعی جامعه پرسیدهایم.
مریم کاظمیبازیگر نقش «پریچهر» در سریال «کلینیک رویا» درباره اینکه چه چیزی او را به پذیرش نقش در «کلینیک رویا» ترغیب کرد، گفت: داستان سریال، جنبهای فانتزی در بستر واقعیت دارد و همین ویژگی برای من جذاب بود. از طرف دیگر، نظرات و نگاه کارگردان هم در تصمیم من تأثیر زیادی داشت. مجموع این عوامل باعث شد حضور در این مجموعه را بپذیرم.
این بازیگر درباره نخستین مواجههاش با فیلمنامه توضیح داد: در این فیلمنامه، شخصیتهای زیادی هستند که در گذر روایت میآیند و میروند و هر کدام فقط در بخشی از ماجرا نقش دارند. فرصت زیادی برای ارزیابی شخصیت در طول زمان وجود ندارد. شخصیت پریچهر و خانوادهاش، حوادث یک روز کلینیک را رقم میزنند و در کنار سایر شخصیتها قرار میگیرند؛ شخصیتهایی که بعضی از قبل تعریف شدهاند، بعضی در حال شکلگیریاند و بعضی هم بذر حضورشان در آینده کاشته میشود.
وی افزود: بنابراین این شخصیت بیشتر بر پایه تخیل و گذشتهسازی تصویری، هم از سوی کاراکتر و هم از سوی بازیگر، شکل میگیرد. در واقع همهچیز در حافظه میگذرد، اما آنچه روی پرده دیده میشود، حادثهای است که عمرش فقط یک روز است.
این مادر، فقط یک «مادر» نیست
کاظمی در پاسخ به این پرسش که نقش «پریچهر» در «کلینیک رویا» چه تفاوتی با نقشهای مادری قبلی او دارد، گفت: نقشهای نمایشی با تعریفهای کلی مثل مادر، پدر، دکتر یا کارمند اجرا نمیشوند. انسانها در موقعیتهای مختلف میتوانند همزمان مادر، دکتر، کارمند یا حتی یک دانشآموز باشند. این نقش، یک مادر کامل را در موقعیت اجتماعیاش تعریف میکرد و همین برای من اهمیت داشت.
وی درباره وجه تازه این شخصیت با وجود داشتن فرزندان زیاد، توضیح داد: این شخصیت در موقعیتی استثنایی و خاص قرار دارد. هر داستانی برای کامل شدن، بر عنصر موقعیت، روابط انسانی و تضادها سوار است. وقتی شخصیت، چنین ویژگیهایی داشته باشد، شرایط بهتری برای بازیگر ایجاد میشود و تکیهگاههای محکمتری برای ساختن نقش در اختیار او میگذارد.
این بازیگر درباره نسبت این شخصیت با زنان جامعه گفت: بهنظر من این شخصیت، بسیار زیاد نماینده بخشی از زنان و مادران جامعه ماست. جمعیتها با بچهدار شدن افزایش پیدا میکنند. شاید در اطراف خودمان این آدمها را کمتر ببینیم، اما اگر به آمار نگاه کنیم، متوجه میشویم چنین زنانی کم نیستند. شاید در داستانهای ما کمتر به سراغ این زنان رفتهایم؛ زنانی که در کنار همه نقشهای اجتماعی و خانوادگی، چالش بزرگ اداره تعداد زیادی فرزند را هم بر دوش میکشند، آن هم در شرایطی که مادر ناشنوا و پدر نابینا باشد.
برای باورپذیری، باید تصویر واقعی پیدا کرد
کاظمی در پاسخ به این پرسش که برای واقعیتر شدن نقش از چه تجربههایی استفاده کرده، گفت: برای باورپذیری نقش، باید تصویر واقعی پیدا کرد اما سختی اصلی، پیدا کردن تصویری واقعی از یک زن در موقعیتی استثنایی بود. خوشبختانه خیلی زود با آنچه کارگردان در نظر داشت آشنا شدم. اینکه کارگردان سبک مشخصی داشته باشد و آن را بشناسد، در راهنمایی بازیگران بسیار مهم است.
وی ادامه داد: این آشنایی کمک میکند تا بازیگر، تجربههای شخصی خود را با هدف کارگردان گره بزند و در نهایت تصویری نهایی و قابل باور از نقش بیرون بکشد.
این بازیگر در پاسخ به این پرسش که آیا مخاطبان امروز با چنین موقعیتی همدلی خواهند کرد، اظهار کرد: سریال، فیلم یا تئاتر صرفاً برای همدلی ساخته نمیشوند؛ آنها برای هدفی فراتر تولید میشوند. هدف این است که جهانی دیگر بگشایند و شاید نگرش تازهای به زندگی ایجاد کنند. همین که ما باور کنیم، کافی است.
کاظمی افزود: اگر گروه سازنده بتواند داستان را باورپذیر تعریف کند، کارش را خوب انجام داده است. کافی است قصه خوب گفته شود، موقعیت خوب تعریف شود و تماشاگر آن را باور کند و همراهش شود. در این صورت، همدلی اتفاق میافتد و بعد از آن، امید و مقاومت شکل میگیرد.
مریم کاظمی درباره بازخورد مخاطبان نیز گفت: این را باید محقق بگوید، خبرنگار بگوید، جستوجوگر بگوید؛ با تحقیق و نظرسنجی. طبیعی است که دوستان و آشنایان، از روی محبت تعریف کنند، اما مهم، حقیقت است.
انتهای پیام/ن