به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سیما، به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، «صفا با خانواده» بهکارگردانی منوچهر هادی و تهیهکنندگی مصطفی تنابنده، با نگاهی طنزآمیز، داستان مردی معمولی به نام صفا را روایت میکند؛ شخصیتی که در پی یک اتفاق ساده، ناخواسته وارد ماجراهایی پیچیده و پیشبینینشده در دل جنگ 12روزه میشود و مخاطب را با خود همراه میکند. این مجموعه که فیلمنامه آن را بابک کایدان و پدرام کریمی نوشتهاند، با حضور بازیگرانی چون احمد مهرانفر، آشا محرابی، بهرنگ علوی، فاطیما بهارمست، روحالله زمانی، نفس بازغی و جمعی دیگر از هنرمندان، تلاش کرده است ترکیبی از طنز، هیجان و روابط خانوادگی را به مخاطبان ارائه دهد.
صفا از دل زندگی بیرون آمد
مصطفی تنابنده، تهیهکننده سریال «صفا با خانواده»، درباره روند تولید این مجموعه تلویزیونی گفت: طرحی برای سریال داشتیم که به سازمان صداوسیما ارائه شد و مورد تأیید قرار گرفت. بابک کایدان و پدرام کریمی قصه را نوشتند و فیلمنامه نیز چند بار بازخوانی و دو سه مرتبه بازنویسی شد. هرچه بر شیرینی کار افزوده شد، نتیجه بهتر از آب درآمد.
وی افزود: ایده داستان از آنِ بابک کایدان بود و موضوع جنگ ۱۲روزه برای خودم؛ اما اینکه قصه به شکل طنز دربیاید، با نویسندگان و منوچهر هادی جلو رفت.
تنابنده با بیان اینکه از همان زمانی که این قصه را مینوشتیم به احمد مهرانفر فکر میکردیم، اما نمیدانستیم احمد با لهجه باید بازی کند یا نه، گفت: وقتی از او دعوت به همکاری کردیم و چند جلسه درباره کار صحبت کردیم، خودش پیشنهاد لهجه کاشانی را داد. ما هم استقبال کردیم، با سیمافیلم در میان گذاشتیم و آنها هم تأیید کردند. البته ابتدا قرار بود لهجه کار آذری باشد، چون روحالله زمانی از قبل برای کاراکتر «معین» انتخاب شده بود و میخواستیم آذری زبان قصه باشد. اما بنا به مصالحی نظرمان عوض شد و وقتی مهرانفر پیشنهاد داد به زبان شهر خودش، کاشان، صحبت کند، استقبال کردیم و درنهایت به این لهجه برای قصه رسیدیم.
این تهیهکننده در پاسخ به این سؤال که شخصیتی چون صفا تا چه اندازه از مردم واقعی الهام گرفته شده است، اظهار کرد: افرادی چون صفا در بین مردم بسیارند و در این مدت جنگ هم امثال آنان را بسیار دیدهایم. دو نویسنده باتجربه و کارکشته داشتیم و از ابتدا میخواستیم لحن سریال شعاری نباشد. ضمن اینکه خود احمد مهرانفر و منوچهر هادی بسیار حواسشان بود کار به این سمت نرود. مهرانفر براساس تجربیات خودش و آدمها و اقوام کاشانی که در زندگی دیده بود و با آنان نشستوبرخاست داشت و برای ما هم تعریف میکرد، کاملاً حواسش بود که این شخصیت باورپذیر باشد. البته که این نخستین تجربه همکاری ما نبود و من با احمد چندین کار داشتم.
وی با توضیح چرایی تغییر نام سریال اظهار کرد: اسم قصه ابتدا «چراغ خاموش» بود که بعداً به «من دزد نیستم» تغییر کرد، اما در روند کار با نویسندگان و کارگردان مشورت کردیم که اگر قرار باشد این قصه فصل دیگری داشته باشد، آنهم درحالیکه آن شخصیت دیگر دزد نیست؛ پس عنوان بهتری لازم است. این شد که این نام انتخاب شد.
تنابنده تصریح کرد: بسیار درست کار کردیم و با صداقت جلو رفتیم. تنها ۱۰ روز مانده به پایان فیلمبرداری و درحالیکه برای پخش نوروزی آماده میشدیم و کار موسیقی، تدوین و... را باهم جلو میبردیم که به آنتن عید برسیم، جنگ شد. این شد که کار را تعطیل کردیم، اما بهمحض اعلام دوهفتهای آتشبس، کار را به سرانجام رساندیم.
وی در توضیح دشواریهای تولید این کار عنوان کرد: همان روز نخست که به ایران حمله شد، لوکیشن ما لویزان بود و خطرناک. کار کردن در فضای جنگی بسیار سخت است، بهخصوص زمانی که بازیگران کودک، دختران نوجوان و جوان و خانمها هستند، مسئولیت گروه چندبرابر میشود.
تهیهکننده «صفا با خانواده» این نکته را هم اضافه کرد که این سریال ۱۵قسمتی است و یک قسمت پشتصحنه داریم که میشود ۱۶ قسمت. درباره فصل دوم هنوز صحبتی نشده است و بستگی به واکنش تماشاگران دارد
صفا، قهرمان آرمانیِ دستنیافتنی نیست
پدرام کریمی، نویسنده سریال «صفا با خانواده» در توضیح اینکه چرا تصمیم گرفتید بهجای روایت مستقیم و جدی از جنگ ۱۲روزه، سراغ کمدی بروید و آیا نگران نبودید که طنز از جدیت موضوع کم کند، تصریح کرد: جنگ در بطن خود تراژدی محض است و ما در تلویزیون همواره روایتهای تلخ، حماسی و جدی از آن داشتهایم؛ اما هدف ما در «صفا با خانواده» این بود که سویهای دیگر از زندگی را هم نشان دهیم. دقیقاً همان جایی که زندگی در سختترین دورهها (جنگ ۱۲روزه یا جنگ رمضان) متوقف نمیشود و انسانها سعی میکنند با تکیه بر امید، طنز و روابط خانوادگی، هویت خود را حفظ کنند. من فکر میکنم کمدی در اینجا نه یک انتخاب برای خنداندن، بلکه یک ابزار برای بقاست. کمدی به ما اجازه میدهد بهجای خیره شدن به سیاهیِ ویرانی، به قدرت روح انسانی که در دل این فشارها همچنان زنده است، نگاه کنیم.
وی ادامه داد: درمورد این سؤال که آیا طنز از جدیت موضوع کم نمیکند، باید بگویم اتفاقاً برعکس، من معتقدم طنز در موقعیتهای نمایشی، بر بُعد انسانی آن میافزاید. وقتی شما در اوج خطر، لبخندی میبینید یا دیالوگی شیرین میشنوید، آن موقعیت نهتنها کوچک نمیشود، بلکه باورپذیرتر و دردناکتر جلوه میکند. این نوع روایت نهتنها جدیت مسئله را فدا نمیکند، بلکه به مخاطب اجازه میدهد با شخصیتها احساس نزدیکی بیشتری کند و درنهایت، همذاتپنداری عمیقتری با شرایطی که در جنگ ۱۲روزه حاکم بوده، داشته باشد. درواقع، ما از طنز استفاده کردیم تا انسان پشت جنگ را به تصویر بکشیم، نه صرف جنگ را.
این نویسنده در پاسخ به این سؤال که شخصیت «صفا» نماینده چه قشری از جامعه است و چقدر از آدمهای واقعی الهام گرفته شده، تصریح کرد: شخصیت «صفا» نماینده قشری از جامعه است که زندگی ساده، دغدغههای معیشتی و آرامش خانواده برایشان اولویت دارد، اما جبر زمانه آنها را در موقعیتی قرار میدهد که باید فراتر از توانشان عمل کنند. شخصیت صفا «جمع اضداد» است. ویژگیهای او را از آدمهایی وام گرفتیم که در اطرافمان زیاد دیدهایم؛ همان همسایهای که در سختترین شرایط هم نمیتواند شوخطبعیاش را کنار بگذارد یا آن دوستی که در اوج ترس، دست به کارهای عجیبوغریب و خلاقانه میزند تا فقط کمی فضا را آرام کند. بسیاری از جزئیات رفتاری صفا، مشاهدات مستقیم ما از آدمهای واقعی در موقعیتهای مشابه است. ما نمیخواستیم یک قهرمان آرمانی بسازیم که همهچیز را میداند و به همهچیز مسلط است. صفا قرار بود «ترس»هایش واقعی باشد، «اشتباهات»ش ملموس باشد و «غافلگیری»هایش همانچیزی باشد که هرکدام از ما ممکن است در آن وضعیت از خودمان نشان دهیم؛ بنابراین، صفا قبلاز اینکه یک شخصیت داستانی باشد، عصارهای از رفتارهای انسانی آدمهای معمولی در مواجهه با اتفاقات غیرمعمول است.
کریمی در پاسخ به این سؤال که اگر قرار بود «صفا با خانواده» کاملاً در گونه درام ساخته شود، چه چیزی در داستان تغییر میکرد، اظهار کرد: بهطور خلاصه، تفاوت در تولید معناست. در درام، ما به مخاطب میگوییم: «ببین چقدر سخت گذشت»، اما در کمدی این سریال، هدف این بود که بگوییم: «ببینید چطور با همه این سختیها، باز هم ایستادیم و زندگی کردیم.» اگر «صفا با خانواده» در گونهای دیگر نوشته میشد، شاید خروجی نهایی بهجای یک اثرامیدبخش، تبدیل به یک مرثیه برای زندگی میشد. تغییرات اصلی را میتوان در چند لایه دید: تغییرِ زاویه دیدِ قهرمان، شخصیتپردازیها، ضرباهنگ روایت و پایانبندی و هدف.
وی افزود: معتقدم مهمترین دغدغه داستان «صفا با خانواده» فقط حفظ یک خانواده بهمعنای محدود آن نیست، بلکه یادآوری این نکته است که همه ما متعلق به خانوادهای بزرگتر به نام ایران هستیم. در قصه تلاش کردیم نشان دهیم همانطور که اعضای یک خانواده برای عبور از مشکلات کنار هم میایستند، در سطحی گستردهتر نیز همدلی، هموطندوستی و احساس مسئولیت در قبال یکدیگر میتواند جامعه را از بحرانها عبور دهد. درواقع، دغدغه اصلی داستان این است که انسان امروز در عین توجه به منافع و مسائل شخصی، فراموش نکند که عضوی از یک خانواده بزرگتر و یک هویت جمعی است و سرنوشت ما بیش از آنچه تصور میکنیم، به هم گره خورده است .
نویسنده این مجموعه نمایشی با اشاره به همکاری خود با بابک کایدان عنوان کرد: ما بهدلیل رفاقت و همکاریهایی که از سالیان دور باهم داشتهایم، در هماهنگی کامل بودیم. البته اختلافنظر هم داشتیم که بیشتر معطوف به چیدمان وقایع یا ضرباهنگ کار بود.
کریمی در توضیح اینکه چه کاری انجام دادند تا مفاهیمی مثل وطندوستی و مسئولیتپذیری در دل قصه طبیعی جلوه کند، بیان کرد: اگر نویسنده به شخصیتهایش اجازه دهد انسان باشند، مفاهیم ارزشی خودبهخود از دلِ رفتارهایشان بیرون میزند. امروز مخاطب بیش از هر زمان دیگری به شعار حساس است. به همین دلیل معتقدم مفاهیمی مانند وطندوستی، مسئولیتپذیری، ایثار یا اهمیت خانواده نباید ازطریق دیالوگهای مستقیم و توضیحی به مخاطب منتقل شوند، بلکه باید در رفتار و انتخاب شخصیتها تجلی پیدا کنند.
وی افزود: در فرایند نگارش، همیشه تلاش کردیم بهجای آنکه شخصیتها درباره ارزشها صحبت کنند، آنها را زندگی کنند. در «صفا با خانواده» سعی کردهایم شخصیتها را در موقعیتهایی قرار دهیم که ارزشهای انسانی از دل داستان بیرون بیاید. مخاطب باید خودش به نتیجه برسد، نه اینکه نتیجه از ابتدا به او اعلام شود. به اعتقاد من، یکی از مهمترین اصول فیلمنامهنویسی این است که به شعور مخاطب اعتماد کنیم. هرچه نویسنده کمتر قضاوت کند و بیشتر موقعیت خلق کند، اثرگذاری پیام بیشتر خواهد بود. کریمی تأکید کرد: دوست دارم مخاطب با حسی از امید از سریال جدا شود؛ این احساس که با وجود همه تفاوتها، اختلافنظرها و دشواریهای زندگی، هنوز میتوان کنار هم ماند، همدیگر را فهمید یا برای وطن و کشورمان -بهسهم خود و بهقدر توان - کاری کنیم. بهترین کمدیها آنهایی هستند که هم مخاطب را میخندانند و هم بیآنکه متوجه شود، لحظهای او را به تأمل درباره خودش، خانوادهاش و شیوه زندگیاش دعوت میکنند. اگر «صفا با خانواده» بتواند چنین اثری داشته باشد، برای من بهعنوان نویسنده ارزشمندترین دستاورد خواهد بود.
پشتِ شوخیها حرفهای جدی هست
بهرنگ علوی، بازیگر نقش دایی در سریال «صفا با خانواده» در توضیح چگونگی حضور در این قصه و نقش خودش گفت: چند سالی بود که با تلویزیون همکاری نداشتم و بهدعوت آقای تنابنده به این طرح پیوستم که قصه و ایده او بود. شخصیت «جمشید انگجی» را دوست داشتم؛ بنابراین نقش را پذیرفتم و کار را شروع کردیم؛ البته در طرح اولیه وقتی مختصات آن را توضیح دادند به آن پختگی که در کار شکل گرفت، نرسیده بود. این آدم در رفتار و کلامش جنسی از بامزگی دارد و کمدی در تلاقی اینها اتفاق میافتد.
وی در پاسخ به این سؤال که حفظ تعادل بین خنداندن مخاطب و باورپذیر ماندن شخصیت تا چه اندازه دشوار بود، تصریح کرد: این موضوع بسیار وابسته به فرهنگ ماست. مردم جالبی داریم که با هر سختی و بحرانی خودشان را وفق میدهند و از جایی بهبعد آن را تبدیل به طنز میکنند، مثلاً زلزلهای در تهران رخ داد و هنوز نیم ساعت از اضطراب این ماجرا نگذشته بود که بلافاصله جوکها شروع شد و این روحیه، به مردم ما در تحمل سختیها کمک میکند.
علوی یادآور شد: قصه «صفا با خانواده» داستان یک بحران و مرتبط با جنگ ۱۲روزه است. از قسمت سوم داستان تازه شروع و این نقش یعنی شخصیت دایی خانواده برجسته میشود. شغل، روحیات و رفتار این شخصیت بسیار از من دور است و این دور بودن البته از جذابیتهای بازی یک نقش است.
این بازیگر در پاسخ به این سؤال که بازی در یک اثر طنز با پسزمینه رویدادهای اجتماعی چه تفاوتی با کمدیهای معمول دارد، عنوان کرد: حسن داستان در این است که میشود موضوع را باز و نقد کرد و قصه باورپذیر است و بسیار زود بین مردم جا باز میکند، حتی اگر برخی بگویند تاریخ مصرف دارد و یک مقطع زمانی خاص را نشان میدهد.
وی یادآور شد: «صفا با خانواده» نخستین تجربه همکاری من با منوچهر هادی بود. او دست بازیگران را باز میگذارد و خودش هم ایدههای خوبی برای اجرای کار دارد. جدای از متن خوب و پختهای که نویسندگان نوشته بودند، من ذاتاً بداههگو هستم و در این کار، دستم باز بود؛ بنابراین چیزهایی را استفاده کردم که در طول کار در جای خودشان نشستند و تکههای پازل این بازیگر را کاملتر کرد.
علوی در پاسخ به این سؤال که آیا سکانسی بوده که بهدلیل خندیدن بازیگران، کار متوقف شده و ناچار به تکرار آن شده باشند، گفت: چندین بار این اتفاق افتاده است،؛ مخصوصاً در قسمتهایی که اسم برخی شخصیتهای مشهور مثل دکتر پزشکیان و... آورده میشد و شوخیهایی دربارهشان شکل میگرفت که خیلی بامزه بود. اساساً پشتصحنه این سریال بسیار خوش گذشت و خیلی خندیدیم که بعداً آنها را خواهید دید. سکانسهایی بود که برای گرفتنشان ۱۷ بار هم کات داده شد. وی با اشاره به ظرایف و چالشهای پرداختن به چهرهها و استفاده از آنها در تولیدات تلویزیون ادامه داد: بخشی از هنرمندان اگر مقطعی در تلویزیون نبودند، بهمعنای قهر نبوده است؛ چراکه تلویزیون خانه ماست و همانطور که آقایان: جبلی و نقویان سر فیلمبرداری تشریف آوردند، از این کار حمایت کردند و با اعتمادشان دست ما را باز گذاشتند، از ایشان درخواست دارم که همانند این اثر، نگاه پدرانه به همه کارها و فضای هنرمندان را تداوم بدهند تا همدلی و انسجام ملی در این زمینه استمرار پیدا کند و اعتماد و پیوند مخاطب هم تقویت شود.
علوی در پاسخ به این سؤال که مهمترین چالش این کار چه بوده است، عنوان کرد: مهمترین چالش این کار گریم سخت و متفاوتش بود که زحمت بسیاری برای آن کشیده شد و همزمان حفظ راکورد نیز سخت بود. درنهایت مشکل خاصی نداشتم، چون منوچهر هادی کمدی را خوب میشناسد و کمدیهای پربینندهای دارد. البته که سوژه کار پرریسک بود. تقریباً همه کارهای مرتبط با جنگ که در این مدت ساخته و پخش شدند، فضایی جدی داشتند و این ریسک بود که جنگ، بستر کاری کمدی شود، اما دوستان این کار را کردند.
وی یادآور شد: «صفا با خانواده» فارغ از کمدی، نقدهایی در دل خود دارد؛ نقدهایی اجتماعی که میکوشند نکاتی اساسی را به مخاطب گوشزد و یادآوری کنند.
انتهای پیام/ن