به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سیما، به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، پدرام کریمی افزود: دقیقاً همان جایی که زندگی در سختترین دورهها (جنگ ۱۲روزه یا جنگ رمضان) متوقف نمیشود و انسانها سعی میکنند با تکیه بر امید، طنز و روابط خانوادگی، هویت خود را حفظ کنند. من فکر میکنم کمدی در اینجا نه یک انتخاب برای خنداندن، بلکه یک ابزار برای بقاست. کمدی به ما اجازه میدهد بهجای خیره شدن به سیاهیِ ویرانی، به قدرت روح انسانی که در دل این فشارها همچنان زنده است، نگاه کنیم.
وی ادامه داد: درمورد این سؤال که آیا طنز از جدیت موضوع کم نمیکند، باید بگویم اتفاقاً برعکس، من معتقدم طنز در موقعیتهای نمایشی، بر بُعد انسانی آن میافزاید. وقتی شما در اوج خطر، لبخندی میبینید یا دیالوگی شیرین میشنوید، آن موقعیت نهتنها کوچک نمیشود، بلکه باورپذیرتر و دردناکتر جلوه میکند. این نوع روایت نهتنها جدیت مسئله را فدا نمیکند، بلکه به مخاطب اجازه میدهد با شخصیتها احساس نزدیکی بیشتری کند و درنهایت، همذاتپنداری عمیقتری با شرایطی که در جنگ ۱۲روزه حاکم بوده، داشته باشد. درواقع، ما از طنز استفاده کردیم تا انسان پشت جنگ را به تصویر بکشیم، نه صرف جنگ را.
این نویسنده در پاسخ به این سؤال که شخصیت «صفا» نماینده چه قشری از جامعه است و چقدر از آدمهای واقعی الهام گرفته شده، تصریح کرد: شخصیت «صفا» نماینده قشری از جامعه است که زندگی ساده، دغدغههای معیشتی و آرامش خانواده برایشان اولویت دارد، اما جبر زمانه آنها را در موقعیتی قرار میدهد که باید فراتر از توانشان عمل کنند. شخصیت صفا «جمع اضداد» است. ویژگیهای او را از آدمهایی وام گرفتیم که در اطرافمان زیاد دیدهایم؛ همان همسایهای که در سختترین شرایط هم نمیتواند شوخطبعیاش را کنار بگذارد یا آن دوستی که در اوج ترس، دست به کارهای عجیبوغریب و خلاقانه میزند تا فقط کمی فضا را آرام کند. بسیاری از جزئیات رفتاری صفا، مشاهدات مستقیم ما از آدمهای واقعی در موقعیتهای مشابه است. ما نمیخواستیم یک قهرمان آرمانی بسازیم که همهچیز را میداند و به همهچیز مسلط است. صفا قرار بود «ترس»هایش واقعی باشد، «اشتباهات»ش ملموس باشد و «غافلگیری»هایش همانچیزی باشد که هرکدام از ما ممکن است در آن وضعیت از خودمان نشان دهیم؛ بنابراین، صفا قبلاز اینکه یک شخصیت داستانی باشد، عصارهای از رفتارهای انسانی آدمهای معمولی در مواجهه با اتفاقات غیرمعمول است.
کریمی در پاسخ به این سؤال که اگر قرار بود «صفا با خانواده» کاملاً در گونه درام ساخته شود، چه چیزی در داستان تغییر میکرد، اظهار کرد: بهطور خلاصه، تفاوت در تولید معناست. در درام، ما به مخاطب میگوییم: «ببین چقدر سخت گذشت»، اما در کمدی این سریال، هدف این بود که بگوییم: «ببینید چطور با همه این سختیها، باز هم ایستادیم و زندگی کردیم.» اگر «صفا با خانواده» در گونهای دیگر نوشته میشد، شاید خروجی نهایی بهجای یک اثرامیدبخش، تبدیل به یک مرثیه برای زندگی میشد. تغییرات اصلی را میتوان در چند لایه دید: تغییرِ زاویه دیدِ قهرمان، شخصیتپردازیها، ضرباهنگ روایت و پایانبندی و هدف.
وی افزود: معتقدم مهمترین دغدغه داستان «صفا با خانواده» فقط حفظ یک خانواده بهمعنای محدود آن نیست، بلکه یادآوری این نکته است که همه ما متعلق به خانوادهای بزرگتر به نام ایران هستیم. در قصه تلاش کردیم نشان دهیم همانطور که اعضای یک خانواده برای عبور از مشکلات کنار هم میایستند، در سطحی گستردهتر نیز همدلی، هموطندوستی و احساس مسئولیت در قبال یکدیگر میتواند جامعه را از بحرانها عبور دهد. درواقع، دغدغه اصلی داستان این است که انسان امروز در عین توجه به منافع و مسائل شخصی، فراموش نکند که عضوی از یک خانواده بزرگتر و یک هویت جمعی است و سرنوشت ما بیش از آنچه تصور میکنیم، به هم گره خورده است .
نویسنده این مجموعه نمایشی با اشاره به همکاری خود با بابک کایدان عنوان کرد: ما بهدلیل رفاقت و همکاریهایی که از سالیان دور باهم داشتهایم، در هماهنگی کامل بودیم. البته اختلافنظر هم داشتیم که بیشتر معطوف به چیدمان وقایع یا ضرباهنگ کار بود.
کریمی در توضیح اینکه چه کاری انجام دادند تا مفاهیمی مثل وطندوستی و مسئولیتپذیری در دل قصه طبیعی جلوه کند، بیان کرد: اگر نویسنده به شخصیتهایش اجازه دهد انسان باشند، مفاهیم ارزشی خودبهخود از دلِ رفتارهایشان بیرون میزند. امروز مخاطب بیش از هر زمان دیگری به شعار حساس است. به همین دلیل معتقدم مفاهیمی مانند وطندوستی، مسئولیتپذیری، ایثار یا اهمیت خانواده نباید ازطریق دیالوگهای مستقیم و توضیحی به مخاطب منتقل شوند، بلکه باید در رفتار و انتخاب شخصیتها تجلی پیدا کنند.
وی افزود: در فرایند نگارش، همیشه تلاش کردیم بهجای آنکه شخصیتها درباره ارزشها صحبت کنند، آنها را زندگی کنند. در «صفا با خانواده» سعی کردهایم شخصیتها را در موقعیتهایی قرار دهیم که ارزشهای انسانی از دل داستان بیرون بیاید. مخاطب باید خودش به نتیجه برسد، نه اینکه نتیجه از ابتدا به او اعلام شود. به اعتقاد من، یکی از مهمترین اصول فیلمنامهنویسی این است که به شعور مخاطب اعتماد کنیم. هرچه نویسنده کمتر قضاوت کند و بیشتر موقعیت خلق کند، اثرگذاری پیام بیشتر خواهد بود. کریمی تأکید کرد: دوست دارم مخاطب با حسی از امید از سریال جدا شود؛ این احساس که با وجود همه تفاوتها، اختلافنظرها و دشواریهای زندگی، هنوز میتوان کنار هم ماند، همدیگر را فهمید یا برای وطن و کشورمان -بهسهم خود و بهقدر توان - کاری کنیم. بهترین کمدیها آنهایی هستند که هم مخاطب را میخندانند و هم بیآنکه متوجه شود، لحظهای او را به تأمل درباره خودش، خانوادهاش و شیوه زندگیاش دعوت میکنند. اگر «صفا با خانواده» بتواند چنین اثری داشته باشد، برای من بهعنوان نویسنده ارزشمندترین دستاورد خواهد بود.
انتهای پیام/ن