به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سیما، به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، همین ظرفیت گسترده باعث شده هنر و رسانه، بهویژه تلویزیون، همواره تلاش کنند از زاویههای مختلف به بازخوانی این واقعه و مفاهیم برآمده از آن بپردازند. از بازسازی مستقیم رویدادهای تاریخی گرفته تا روایتهای امروزی که تنها از روح و پیام عاشورا الهام میگیرند، آثار نمایشی با مضمون عاشورا در دهههای گذشته بخشی از مهمترین تولیدات رسانه ملی را شکل دادهاند. بااینحال، تولید آثار عاشورایی همواره با مشکلات متعددی همراه بوده است؛ از دشواریهای پژوهش تاریخی و حساسیتهای اعتقادی گرفته تا محدودیتهای تولید، هزینههای سنگین و ضرورت ایجاد تعادل میان وفاداری به مستندات تاریخی و جذابیتهای دراماتیک. همین عوامل سبب شدهاند که تعداد این آثار در مقایسه با ظرفیتهای گسترده فرهنگ عاشورا چندان زیاد نباشد و هر تجربه تازه در این حوزه، با انتظارات و حساسیتهای فراوانی از سوی مخاطبان و کارشناسان روبهرو شود. در سالهای اخیر نیز تلویزیون تلاش کرده است با تولید مجموعههایی در گونههای مختلف تاریخی، مذهبی و اجتماعی، ارتباط مخاطبان بهویژه نسل جوان را با مفاهیم عاشورایی حفظ و تقویت کند. برخی از این آثار با بازآفرینی مستقیم شخصیتها و وقایع تاریخی و برخی دیگر با روایت قصههای معاصر، کوشیدهاند پیامهای ماندگار عاشورا را در متن زندگی امروز بازتاب دهند؛ تلاشی که موفقیت آن بیش از هر چیز به کیفیت روایت، قدرت قصهگویی و درک عمیق سازندگان از این مفاهیم وابسته است. در این گزارش، جمعی از کارگردانان، نویسندگان و تهیهکنندگان فعال در حوزه تولیدات عاشورایی از تجربههای خود در ساخت این آثار سخن گفتهاند؛ از انگیزههای شخصی و دغدغههای فرهنگی گرفته تا دشواریهای تولید، ضرورت پژوهش تاریخی و مهمترین مفاهیمیکه به باور آنان هنوز در آثار نمایشی مرتبط با عاشورا کمتر موردتوجه قرار گرفته است. روایتهایی که در کنار یکدیگر تصویری از وضعیت امروز سریالهای عاشورایی تلویزیون و چشمانداز پیش روی این گونه نمایشی ارائه میکنند.
گفتن از عاشورا زبان تازه میخواهد
جواد افشار، کارگردان تلویزیون که در میان سوابق هنریاش تولید مجموعه نمایشی تاریخی مذهبی «جابربن حیان» که نخستین بار در محرم سال 1385 به نمایش درآمد، به چشم میخورد، با اشاره به دغدغههایش برای تولید یک سریال مذهبی تاریخی و پرداختن به واقعه عاشورا در دل یک مجموعه نمایشی شیعی بیان کرد: عاشورا از وقایع مهم و مفاهیم ارزشمند و پایدار تاریخ شیعی ما و جامعه مسلمان است. رویدادی مهم و سرنوشتساز. این رویداد و شرح آن حتی برای دیگر جوامع بشری و آزادگان جهان فارغ از دین و مذهب محل اعراب است. مردانگی، آزادگی و ظلمستیزی در آن دیکته شده و درس همیشگی آن آزادگی فارغ از قیدوبندهای زمانه است.
وی ادامه داد: به همین دلیل است که دلهای پاک هر زمان که با این رویداد مواجه میشوند قطعاً متأثر میشوند و میتوانند آموزههای بسیاری را از این درس تاریخی فراگیرند. بر این اساس کار در این زمینه همواره پویا، زنده، پربرکت است و میتواند به آدمهای آزاده فارغ از ملیت و جغرافیا تلنگر بزند.
افشار با اشاره به خاص بودن روایت در مورد مبحث عاشورا و ساخت اثر درباب معصومان مکتب شیعه در ایران تأکید کرد: چالش اصلی در تولید این دست آثار فارغ از بخش تولیدی و صنعتی، بخش نمایش شخصیتهاست؛ بنابراین و براساس فتواهای دینی مشکلاتی هست که نمیشود تصویر معصوم(ع) و حتی غیرمعصوم - مانند حضرت عباس که شخصیتی بزرگ است- را به تصویر کشید و این مسئله باعث میشود آن ارتباط لازم بهخوبی شکل نگیرد.
وی افزود: مسائل تاریخی، پژوهشی و مستندات چالش دیگر ماست. به این معنا که تاریخ اگر صرفاً روایت شود و تأثیر دراماتیک نداشته باشد، یک مستند و کار پژوهشی است، اما کار سریال و سینمایی باید دراماتیزه شود تا اثرگذار باشد. برایناساس در تولید اثری تاریخی و آثاری ازایندست، علاوه بر اینکه باید مفاهیم و گزارههای امروزی از آن قصه استخراج شود که به درد جریانات روز جامعه بخورد، باید مستندات تاریخی آن دوران هم حفظ شود که تحریف تاریخی صورت نگیرد. درنهایت باید پرداخت مناسبی روی این مستندات و دادهها صورت گیرد و درام در جای مناسب بنشیند تا قصه اثرگذار باشد.
این کارگردان در پاسخ به این سؤال که نقش رسانه ملی در برجسته کردن مفهوم و مکتب عاشورا چه اندازه است، تصریح کرد: رسانه ملی ذاتاً نقش برجستهای در به تصویر کشیدن مفاهیم عاشورایی دارد، اما در این سالها در این حوزه ضعیف بودهایم و این ضعف موجب شده است تا تعداد آثار قوی تولید شده در این باب به انگشتان حتی یک دست هم نرسد. در این میان البته آثار متوسط زیادی تولید شده که به آن اندازه اثرگذاری هم نداشته است. رسانه ملی میتواند با حفظ کیفیت به کمّیت هم فکر کند. مفاهیم عاشورایی گسترده است و بخشهای مختلفی دارد که میتوان به آنان استناد و برای مخاطب بازنمایی کرد، اما درمجموع در همه بخشها نتوانستیم به عمق این مفاهیم بپردازیم.
وی با اشاره به تاریخمصرف نداشتن رخداد عاشورا اظهار کرد: عاشورا و مکتب حسین(ع) درسهای بسیار برجستهای دارد که فارغ از زمان به درد هر دورهای میخورد. امربهمعروف و نهی از منکر، ظلمستیزی و آزادگی از ویژگیهای امروز مردم ماست و فارغ از جغرافیا، ملیتها و زبانها باید به آن توجه کرد. امروز ظلم و ستمهای متعددی در گوشهوکنار جهان رخ میدهد و ضمیرها و فطرتهای به خواب رفته هیچ توجهی به آن ندارند. درس آزادگی و سکوت نکردن در برابر ظلم در کنه قصه عاشوراست و میتواند برای هر انسان آزاده قابلدرک و دریافت باشد.
افشار در توضیح چرایی ساخت سریال «جابر بن حیان» تأکید کرد: این شخصیت یک دانشمند ایرانی بود و علاوه بر مفاهیم دینی و عاشورایی که میخواستیم در این کار به آنها بپردازیم، برایمان اهمیت داشت که یک شخصیت اصیل ایرانی در این قصه باشد. جابر کسی است که برای کشف حقایق، خودش را به سرسلسله علمای روزگارش یعنی امام جعفرصادق (ع) میرساند. درنهایت این قصه در لابهلای مسیری که حیان طی میکند بر آن است تا مفهوم عاشورا را برجسته سازد.
وی با تأکید بر اقبال مخاطبان در دهه ۸۰ از این قصه عنوان کرد: در زمان پخش جزو پربینندهترینها بودیم و سریال «جابربن حیان» ۸۶ درصد بیننده داشت. آن روزها سریال «نرگس» با ۸۹ درصد و سریال ما با ۸۶ درصد مخاطب جزو آثار پربیننده بودند. آن زمان بود که احساس کردم مردم همچنان تشنه دیدن کارهای خوب و ارزشمند هستند.
این کارگردان در انتها یادآور شد: درنهایت باید متوجه باشیم که تولید قصههایی با تکیه بر این موضوعات متأثر از اوضاع سیاسی روز جامعه است و نمیتوانیم از سلیقه مخاطب امروزی به دلایل سیاسی چشمپوشی کنیم؛ نکتهای که همواره تأثیر دارد و هر فیلمساز باید در طراحی قصه و در ادامه تولید آن نیمنگاهی بدان بیفکند.
عاشورا سرشار از مفاهیم انسانی است
یاسر فریادرس، تهیهکننده مجموعه «جایی برای همه» در مورد چرایی و چگونگی ساخت این مجموعه بیان کرد: همواره برایم این سؤال وجود داشت که مفاهیم عاشورا چگونه میتوانند در زندگی امروز ما معنا پیدا کنند. بسیاری از مردم با واقعه عاشورا آشنا هستند، اما گاهی این آشنایی در حد یک روایت تاریخی یا یک آیین عزاداری باقی میماند. دغدغه من این بود که نشان دهم آن روح و معنایی که در عاشورا وجود دارد، هنوز هم میتواند در زندگی روزمره ما جاری باشد. ایده «جایی برای همه» از همین نگاه شکل گرفت؛ اینکه انسانها با همه پیچیدگیها، اشتباهات و شرایط مختلف زندگیشان میتوانند به یک نقطه روشن برسند. درواقع تلاش کردیم قصههایی روایت کنیم که آدمها در آن با انتخابهای اخلاقی مواجه میشوند و در این مسیر، مفاهیم الهامگرفته از فرهنگ عاشورا به شکل طبیعی وارد زندگیشان میشود، نه بهصورت مستقیم و شعاری.
وی ادامه داد: وقتی قرار است اثری درباره عاشورا یا مفاهیم مرتبط با آن ساخته شود، حساسیتها طبیعی است و این موضوع مسئولیت کار را بیشتر میکند. از طرفی مخاطب امروز هم بسیار آگاه و دقیق است و خیلی سریع متوجه میشود که یک اثر صرفاً قصد دارد پیام بدهد یا واقعاً یک داستان انسانی و قابللمس تعریف میکند. یکی از مهمترین چالشهای ما این بود که تعادل میان روایت داستانی و مضمون مذهبی حفظ شود. اگر قصه جذاب نباشد، پیام هم منتقل نمیشود.
فریادرس افزود: فارغ از حساسیتهای محتوایی، بزرگترین چالش ما یک اتفاق پیشبینینشده بود؛ تولید این مجموعه همزمان شد با جنگ ۱۲روزه و طبیعتاً وضع کشور در آن مقطع کاملاً خاص بود. ما در مرحله تولید در تهران بودیم و عملاً کار وارد مرحله جدی تصویربرداری شده بود. در روزهای اول تلاش کردیم کار را متوقف نکنیم. با وجود شرایط خاص، گروه با انگیزه کار را جلو میبرد و حتی زیر صدای پدافند هم کار را ضبط میکردیم. خیلی زود، اما متوجه شدیم که از نظر فنی، مخصوصاً در حوزه صدا، ادامه کار در آن شرایط عملاً امکانپذیر نیست. به همین دلیل تصمیم سختی گرفتیم و کار را به یزد منتقل کردیم.
فریادرس ادامه داد: این جابهجایی ساده نبود؛ عملاً باید پیشتولید را دوباره سازماندهی میکردیم. لوکیشنها، اسکان عوامل، هماهنگیهای محلی، برنامهریزی جدید تولید و همه چیز باید در مدتزمان کوتاه بازطراحی میشد. از طرف دیگر، زمان پخش بههیچعنوان قابلتغییر نبود و باید خودمان را به آنتن محرم میرساندیم. در یزد با فشردگی زمانی بسیار بالایی کار کردیم. واقعاً همه عوامل، از بازیگران گرفته تا گروه فنی، با تمام توان و بدون نگاه صرفاً پروژهای پایکار ایستادند. ساعات کاری طولانی بود و برنامهریزیها بهصورت روزانه و حتی ساعتی بهروزرسانی میشد. خوشبختانه با همدلی و تلاش شبانهروزی گروه، طرح بهموقع آماده شد و به آنتن رسید؛ اتفاقی که با توجه به شرایط آن روزها واقعاً کار سادهای نبود.
وی در پاسخ به این سؤال که برای حفظ دقت تاریخی و مذهبی این اثر چه اقداماتی صورت گرفته است، گفت: اگرچه داستانهای «جایی برای همه» در زمان حال اتفاق میافتند، اما ریشه معنایی آنها در فرهنگ عاشورایی است. برای همین تلاش کردیم در مرحله نگارش و توسعه فیلمنامهها، از نگاه کارشناسان و افرادی که در حوزه معارف دینی فعالیت دارند، استفاده کنیم. هدف این بود که مفاهیم به شکلی درست و بدون تحریف در دل داستان قرار بگیرند. از طرف دیگر سعی کردیم به جای نقل مستقیم روایتهای تاریخی، بیشتر بر ارزشهایی تمرکز کنیم که از عاشورا الهام گرفته شدهاند؛ مثل وفاداری، مسئولیتپذیری، ایثار، و مواجهه انسان با وجدان خودش در لحظههای سخت.
این تهیهکننده تلویزیون در توضیح معیارهای انتخاب کارگردان و بازیگران اظهار کرد: در انتخاب عوامل، بهویژه کارگردانان، مهمترین نکته برای ما این بود که نگاه مشترکی نسبت به فضای کار وجود داشته باشد. وقتی قرار است مجموعهای ساخته شود که به نوعی با فضای محرم و فرهنگ حسینی مرتبط است، مهم است که کارگردان بتواند این فضا را بهصورت طبیعی و بدون اغراق در روایت وارد کند. از نظر بازیگری هم بیشتر از هر چیز به باورپذیری نقشها فکر میکردیم. شخصیتهای این مجموعه آدمهای معمولی جامعه هستند، بنابراین لازم بود بازیگران بتوانند این حس طبیعی بودن را منتقل کنند. ترکیب بازیگران باتجربه در کنار چهرههای کمتر دیدهشده کمک کرد تا فضای کار واقعیتر به نظر برسد. ضمن اینکه در کنار اینها رشد کارگردانها و فرصت تولید برای من بسیار مهم بودند و دوست داشتم از این فرصت برای رشد کار اولیها استفاده کنم. به همین دلیل بسیاری از کارگردانان تجربه اول خود را در این طرح با موفقیت پشت سر گذاشتند.
فریادرس تصریح کرد: در ظاهر ممکن است فرایند تولید تفاوت زیادی نداشته باشد، اما در عمل فضا کمی متفاوت است. وقتی طرحی در ارتباط با محرم و فرهنگ عاشورا شکل میگیرد، معمولاً نوعی همدلی میان عوامل شکل میگیرد که در طرحهای دیگر کمتر دیده میشود. بسیاری از اعضای گروه احساس میکنند در حال انجام دادن کاری هستند که فراتر از یک طرح صرفاً حرفهای است. البته در کنار این فضای معنوی، مسئولیت هم سنگینتر است، چون مخاطب نسبت به این نوع آثار حساستر است و انتظار دارد که کار با دقت و احترام بیشتری ساخته شود. تلویزیون هنوز هم از مهمترین رسانههایی است که میتواند مفاهیم فرهنگی و دینی را به گستره زیادی از مخاطبان منتقل کند. سریالها بهخصوص به این دلیل مؤثر هستند که مخاطب با شخصیتها همراه میشود و قصه را دنبال میکند. اگر این قصهها بهدرستی طراحی شوند، میتوانند بدون آنکه مستقیم نصیحت کنند، مفاهیم عمیق فرهنگی را انتقال دهند. مهمترین نقش رسانه در این حوزه این است که بتواند روایتهایی تازه و قابللمس از فرهنگ عاشورا ارائه دهد؛ روایتهایی که برای نسل امروز هم قابلدرک و ارتباط باشد.
وی با اشاره به بازخوردها نسبت به قصه «جایی برای همه» تأکید کرد: بازخوردهایی که دریافت کردهایم برای ما دلگرمکننده بوده است، بهخصوص ازاینجهت که بسیاری از مخاطبان گفته بودند با شخصیتها و موقعیتهای داستانی ارتباط برقرار کردهاند. برای ما مهم بود که مخاطب احساس نکند با یک روایت دور از زندگی خودش روبهروست. وقتی مخاطب میگوید که یکی از داستانها یادآور تجربهای در زندگی خودش بوده، این نشانه توفیق کار است. درنهایت هدف ما همین بود که مخاطب در دل قصهها، با یک حس امید و تأمل از پای تلویزیون بلند شود. مهمترین پیامیکه دوست داشتیم منتقل شود این بود که در مسیر زندگی، همیشه امکان تغییر و بازگشت وجود دارد. شخصیتهای این مجموعه هرکدام در موقعیتهایی قرار میگیرند که باید میان مسیرهای مختلف انتخاب کنند. آنچه برای ما اهمیت داشت این بود که نشان دهیم حتی در شرایط سخت هم میتوان تصمیمیگرفت که مسیر زندگی را تغییر دهد. اگر مخاطب بعد از دیدن این مجموعه احساس کرده باشد که هنوز فرصت انتخابهای بهتر وجود دارد و امیدی برای اصلاح مسیر هست، به نظرم ما به هدف اصلی خودمان نزدیک شدهایم.
فریادرس در پاسخ به این سؤال که کدام بخش از فرهنگ عاشورا کمتر در آثار نمایشی موردتوجه بوده است، اظهار کرد: یکی از بخشهایی که کمتر به آن پرداخته شده، جنبههای اجتماعی و اخلاقی فرهنگ عاشورا در زندگی روزمره است. ما معمولاً بیشتر به مراسم، آیینها یا بازسازی تاریخی واقعه توجه میکنیم، درحالیکه عاشورا سرشار از مفاهیم انسانی است که میتواند در روابط اجتماعی، در مسئولیتپذیری فردی، در عدالتخواهی و حتی در مواجهه با مشکلات زندگی معنا پیدا کند. این بخشها ظرفیت دراماتیک بسیار زیادی دارند و سوژههای متنوعی برای آثار نمایشی هستند.
وی با اشاره به برنامههای خود برای تولیدات در این مسیر در آینده گفت: اگر فرصت تولید یک اثر دیگر در این فضا فراهم شود، احتمالاً بیشتر به سراغ داستانهایی میروم که نسل جوان در مرکز آنها قرار دارند. امروز جوانان با پرسشها و مشکلات متفاوتی روبهرو هستند و اگر بتوانیم این پرسشها را صادقانه در قالب یک داستان مطرح کنیم و در دل روایت به مفاهیم الهامگرفته از فرهنگ عاشورا برسیم، نتیجه میتواند برای مخاطب بسیار ملموستر باشد. چنین رویکردی کمک میکند مخاطب احساس کند این مفاهیم فقط متعلق به گذشته نیستند، بلکه میتوانند در زندگی امروز هم معنا داشته باشند.
عاشورا نقطهعطف فرهنگ ماست
امرالله احمدجو، نویسنده سریال «سلمان فارسی» درباره چگونگی شکلگیری این اثر و ایده آن بیان کرد: ایده ساخت قصه و کار سلمان تماماً توسط آقای میرباقری شکل گرفته و زمانی حدود ۳۲ ساله برای این موضوع زمان صرف کردهاند. از زمان تولید سریال امام علی (ع) این ایده را در ذهن داشتند و زمانی که به من گفتند تصورم این بود که اطلاعات دراینباره بسیار کم و ناچیز است. وقتی آقای میرباقری ۱۰ سال پیش فیلمنامه را برای من فرستاد، متوجه شدم که شخصیت سلمان قابلیت قصهسازی گستردهای داشته است.
وی توضیح داد: مهمترین منبع در تولید این سریال تحقیق بسیار مفصلی بود که توسط واحد پژوهشهای سازمان صداوسیما در دو جلد آماده شده بود که در بازنویسی و اجرا از آن استفاده شد؛ این تحقیق منابع گستردهای را بررسی کرده بود. از سوی دیگر منابع بسیار که قصهگونه بودند یا تحلیلی نسبت به این موضوع و بعضاً اشاره کوچک داشتهاند و اوضاع اقتصادی و سیاسی و دستگاه زرتشتی آن دوره همه موردبررسی قرار گرفت و انجیل و تورات و هرجایی که لازم بود، مطالعه شد. قصه سریال سلمان مستقیم به واقعه عاشورا نمیپردازد و نگاهی مضمونی و غیرمستقیم به این موضوع دارد؛ جنسی از تداعی و تشابه. باز هم تأکید میکنم که من در گفتوگوها و پیشنهادهای ساخت قصه کمک کردم و آقای میرباقری جان خودش را برای ساخت این قصه گذاشت. قصه چندبار بازنویسی شد و آقای میرباقری بسیاری چیزها را عوض کرد تا کار بهتر شود.
احمدجو در پاسخ به این سؤال که در نوشتن فیلمنامه این آثار وزن دادههای تاریخی برجسته است یا بار درام، تأکید کرد: در کار دراماتیک، قصه گفته میشود. تعزیه را در نظر بگیرید؛ تعزیه قصه عاشوراست، نه تاریخ عاشورا. به همین دلیل تخیل در آن مجاز است، همچنان که در مرثیهسرایی، شاعر مجاز به استفاده تخیل است. اینکه شاعر میگوید «سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است» از کجا میآید؟ او از کجا چنین مدرکی دارد؟ این اقتضای مرثیهسرایی است، همچنان که تخیل، اقتضای تولید اثر نمایشی است.
وی ادامه داد: مشکل آنجاست که منتقدان به کارهای تاریخی دنبال مُرّ تاریخ هستند و اینگونه کار حوصله سر بر شده و به درد آموزش به دانشآموزان میخورد، اما در کار دراماتیک، تخیل میانه است و شخصیت در محور قرار میگیرد و در مسیر تاریخی میرود و هرجایی داده نیست، به سفیدی سطر رجوع شده و تخیل به کار گرفته میشود. مثلاً سریالها پر از گفتوگوی شخصیتهاست، درحالیکه در تاریخ کمتر گفتوگوی بین دو شخصیت با جزئیات ذکر شده است؛ مضمون گفتوگو هست، اما گفتوگوی با جزئیات در تاریخ نیست و اینها تخیل و بار دراماتیک است. دراماتیزه کردن و بهرهگیری از تخیل، ضمن افزودن لحن خودی و بومیبه قصه سلمان ازجمله راهکارهای ما برای افزودن جذابیت به داستان و همراه کردن مخاطبان امروز است که به کار گرفتهایم.
این نویسنده و کارگردان تأکید کرد: عاشورا نقطه عطف در فرهنگ ماست و نه صرف تاریخ ما. بسیاری از رفتارها و گفتارها و باورهای ما تحتتأثیر این واقعه است و شوری که سالانه در بین مردم برای برگزاری این مراسم شکل میگیرد از همین گستردگی جذابیت و شاکله بینظیر این اتفاق تاریخی میآید. قصه عاشورا با افسانه پهلو میزند، اما افسانه نیست و در هیچ جای دنیا نظیر ندارد. پدرانمان خوب تشخیص دادهاند تا چه چیز را مبنای الگو گرفتن قرار دهند؛ چیزی که امروز از آن بهعنوان شهادتطلبی یاد میشود. احمدجو در پاسخ به این سؤال که چه چیزی در قصه عاشورا طی سالها مغفول مانده است، عنوان کرد: امانتداری در قصه عاشورا مغفول مانده. این قصه بهلحاظ مضمون، ششدانگ است و همهچیز در آن هست. انگار خدا با دقت این واقعه را طراحی کرده است. پیش از بعثت، لقب رسول خدا، امین است و این امانتداری در حضرت علی (ع) و فرزندانش هم برجسته است. در عاشورا هم این مفهوم هست؛ اینکه امانتدار میراث پدربزرگ بودند، کسی که آخرین دین را برای بشر طراحی کرده است و الگوی مؤثر و شاخصی است که باید به آن توجه کرد. ما باید از این آموزهها محافظت کنیم. اینکه زندگی ارزش ندارد که مانند جانداران دیگر زندگی کرد و باید تلاش برای درک حقیقت را ارتقا داد و این آموزهای است که در پرداخت به آن نسبت به سایر جنبهها مانند پایداری و مقاومت کمتر تلاش کردهایم.
اثر فاخر، نگاه کلان میخواهد
سعید سعدی، تهیهکننده سینما و تلویزیون با اشاره به تفاوت آثار عاشورایی در قیاس با سایر تولیدات تلویزیونی اظهار کرد: کارهایی که در این حوزه صورت میگیرد باید جنسی از وجاهت داشته و از دانش بالایی برخوردار باشد تا جایگاه خود را بین مردم باز کند و برایناساس با کارهای دمدستی تفاوت دارد. در این حوزه نیاز داریم که در مورد هر موضوعی به دلیل حساسیتها کار پژوهشی عمیق صورت گیرد.
سعدی که در سالهای اخیر سریال «عشق کوفی» را روی آنتن تلویزیون برده است، درباره دغدغه این قصه تصریح کرد: مهمترین دغدغه ما در تولید «عشق کوفی» این بود که از کیفیت کاسته نشود و متن موردنظر را حتیالامکان تصویری و برای مردم باورپذیر کنیم. اینکه تا چه اندازه موفق شدهایم باید بسته به بضاعت کار سنجیده شود. اساساً هرکدام از این کارهای عاشورایی در سطحی انجام میگیرد، چون امکانات مالی فرق دارد و بنابراین نباید این آثار با هم مقایسه شوند.
این تهیهکننده تلویزیون ادامه داد: مهمترین نکته در این دست آثار، جذابیت قصههاست و باید قصههای جذاب تعریف شوند. کارهای تاریخی مخاطب بالقوه خوبی دارند و اگر قصهاش قابلباور باشد، بیننده با آنها همذاتپنداری میکند و همراه میشود.
وی با تأکید بر اهمیت تولیدات عاشورایی عنوان کرد: پرداختن به عاشورا ازجمله موضوعات موردنیاز جامعه است که بهخصوص باید برای جوانان با تکیه بر مقتضیات روز جامعه ساخته شود، چراکه زبان تصویر برای نسل جوان و نوجوان مؤثرتر است. بعضی از کارهای تولید شده در این سالها این قدرت را داشته و از قابلیتهایی برخوردار بودهاند و توانستهاند نسل جدید را با خود همراه کنند، مثلاً سریالهای «امام علی (ع)» و «مختارنامه» از آثار ماندگار نظام جمهوری اسلامی هستند.
سعدی در پاسخ به این سؤال که یک اثر تراز در حوزه فرهنگ عاشورا چگونه اثری است، گفت: اثری که نوع بیان و همذاتپنداریاش مؤثر باشد، پژوهش خوب و بودجه مالی مناسبی داشته باشد و از گروه تولید کارکشته و مقیّدی برخوردار باشد. البته امروز در تلویزیون با توجه به هزینه سنگین، تولید این آثار سخت شده و بضاعت محدود است. تلویزیون همه تلاش خود را کرده و کارهای سبک هم انجام میدهد، اما قطعاً آثار بزرگ اثرگذاری بزرگ هم دارند. اگر کار خوب، درست و حسابشده تولید شود، مخاطب به دلیل تقیّد مذهبی که در جامعه وجود دارد، نسبت به آن اقبال نشان خواهد داد.
این تهیهکننده در پاسخ به این سؤال که آیا برنامهای برای تولید آثار عاشورایی در دست انجام دارد یا خیر گفت: یکی از موضوعات خوب، تلفیق قصه عاشورا با قصههای امروز است. آنقدر در این مدت اتفاقات بزرگی افتاده که میتواند دستمایه تولید اثر و همراهی آن با قصه عاشورا باشد. اساساً قصه باید با اوضاع زمان و مکان همراه باشد تا برای مخاطب قابلباور شود.
عاشورا هنوز ناگفته بسیار دارد
حسین سهیلیزاده، کارگردان سریالهای «روزهای اعتراض» سال ۱۳۸۴ و «آخرین دعوت» سال ۱۳۸۷ که هر دو با مضمونی عاشورایی ساخته شدهاند، درباره چرایی ساخت این قصهها بیان کرد: مسئله محرم و امام حسین(ع) موضوعی اعتقادی و ریشهای در وجود برخی از انسانهاست که دوست دارند در این زمینه کار کنند؛ اساساً شما اگر به این مکتب علاقه نداشته باشید به این سمت نمیروید. تولد من سوم شعبان و مصادف با تولد امام حسین(ع) است؛ بنابراین ارادت خاصی به ایشان فارغ از مسائل سیاسی، اجتماعی و… دارم. همواره دوست داشتم که در این زمینه کار کنم تا اینکه در سال ۱۳۸۴ زمینهای فراهم شد که این کار محقق شود. این گونه که قصه بسیار جذابی با عنوان «روزهای اعتراض» نوشته علیرضا معتمدی در اختیار ما قرار گرفت و کار در ۱۰ قسمت ساخته شد. وی ادامه داد: پسازآن در سال ۱۳۸۶ علیرضا کاظمیپور طرحی را ارائه داد که بسیار جذاب بود؛ بخشی از قصه «آخرین دعوت» در زمان حال اتفاق میافتاد و بخشی در دهه ۶۱ هجری در دوران امام حسین(ع). مفهوم کلی قصه سریال «آخرین دعوت» همان عبارت معروف و منسوب به امام حسین(ع) بود: «کیست مرا یاری کند». ما همه امروزه میگوییم که ای کاش در آن روزگار بودیم و به یاری امام حسین(ع) میشتافتیم و در این داستان بر همین نکته تمرکز کردیم و مقایسهای اینچنینی را رقم زدیم. شخصیت اصلی ما در عالم شهود خود به دهه ۶۱ هجری میرود و به دلیل برخی مسائل شخصی، لباس اشقیا بر تن میکند و آنچه در این مسیر بر او میگذرد، قصهای زیباست. سهیلیزاده در توضیح این مطلب که در ساخت این آثار چگونه بین درام و تاریخ تعادل برقرار میشود، عنوان کرد: در تولید آثاری ازایندست شما تاریخ نمیسازید؛ بنابراین من هم در قصههایی که داشتم تاریخ نساختم، بلکه قصههایی را در بستر تاریخ روایت کردم. این دو مقوله با یکدیگر بسیار متفاوت هستند. مثلاً وقتی میخواهید قصه کربلا را بسازید، دراینباره مستنداتی هست و شما میتوانید براساس این مستندات جلو بروید؛ ممکن است در برخی جاها بار درام را کم یا زیاد کنید، اما تاریخ را نمیتوان تحریف کرد یا تغییر داد. البته متأسفانه امروز این اتفاق در قصههای همه ادوار تاریخی - بهخصوص درباره قصههایی که درباره دوران قاجار ساخته میشود - رخ داده و تحریف تاریخی صورت میگیرد. درنهایت اگر قصه خودتان را در آن دوران تاریخی بسازید قصه چهارچوب بهتری دارد و درام بهتری را میتوانید منتقل کنید، چون کنش و واکنشها اینگونه درستتر ساخته و برساخته میشوند. دو کار محرمی من مفهومیبود؛ یعنی داستان عاشورای آن، رو و برجسته نبود و در لایه نهان داستان قرار داشت؛ ما شعاری کار نکردیم، ولی آنچه درنهایت بر آن تأکید و تمرکز داشتیم همان عاشورا و مفاهیم پیرامونش بود. من شخصاً «آخرین دعوت» را بسیار دوست دارم و جذابترین سکانس آن را هم جایی میدانم که حُر به امام حسین(ع) نزدیک میشود و به ایشان میپیوندد. وی تصریح کرد: آزادگی مهمترین مفهوم عاشوراست؛ اینکه انسانی تن به بردگی نمیدهد و میخواهد آزاد زندگی کند؛ این مفهوم در هر قصه که روایت شود، همان مفهوم عاشوراست و فرقی ندارد که راوی یا جغرافیایش کجاست، چراکه این مهمترین درس کربلا و امام حسین(ع) است. سهیلیزاده با اشاره به مهمترین دشواری ساخت آثار عاشورایی اظهار کرد: در پرداخت مستقیم به داستان عاشورا نظرهایی که از بیرون به شما تحمیل میشود، بسیار زیاد است و چون تفکرات یکسان نیست قصهها سخت ساخته میشود. در این زمینه هر کسی یک روایت برای خودش دارد و حتی وقتی با استناد به کتابهایی که مستند هستند، کار میکنید، بازهم اعمال سلیقه وجود دارد، چراکه بار ایدئولوژیک، عقاید مختلف و تفاوت سلیقهها در این حوزه برجسته است و کار شما را سخت میکند. درنهایت هم وقتی کار تولید میشود برخی خوششان میآید و برخی دیگر اصلاً آن را نمیپسندند و برخی هم خنثی هستند.
این کارگردان در پاسخ به این سؤال که چه مفاهیمی از عاشورا هنوز مغفول مانده است و باید در سریالها بدانها بپردازیم، اظهار کرد: ناگفتههای عاشورا بسیار است و تقریباً هیچ چیز از آن گفته نشده است. به همین دلیل یک فیلمنامه، یک فیلم و یک سریال که ۱۰۰ درصد درباره عاشورا ساخته شده باشد، نداریم. بر این اساس آنگونه که بایدوشاید این واقعه را نمیشناسیم. البته شاید آقای میرباقری تاحدی به این مفهوم نزدیک شده باشد، اما کلیت عاشورا آنگونه که باید ساختهوپرداخته نشده است. مهمترین مضمون در این مکتب بحث آزادگی است و جز آزادگی بحث دیگری نیست. هنوز قصهای کامل از واقعیت عاشورا و مفهوم واقعی این رویداد ساخته نشده است و چون تفکرات مرتبط با این موضوع متنوع و متغایر است تا زمانی که رویه اینگونه باشد نمیتوان قصهای درخور و کامل ساخت.
شیعه تشنه شنیدن واقعه عاشوراست
کامبیز دارابی، تهیهکننده سریال «مهمانکشی» درباره لزوم تولید اثر با مضمون عاشورا اظهار کرد: عاشورا واقعهای پرمحتواست و زوایای مختلفی دارد؛ البته وقتی درباره کار تاریخی حرف میزنیم باید بدانیم که این دست آثار، سخت، پرهزینه و زمانبر است و براساس همین مختصات شاید نتوان تعداد زیادی اثر تولید کرد، اما مخاطب شیعه تشنه این کارهاست و هرچه بیشتر، اما با کیفیت تولید شود، بهتر است. واقعه عاشورا یک واقعه و اتفاق خاص با ابتدا، میانه و پایان مشخص است، ولی در این میان اتفاقات و زوایای مختلفی از این واقعه وجود دارد که میتوان به آن پرداخت. شجاعت، مظلومیت و آزادگی امام حسین(ع) بیشک برجستهترین درسهای عاشورا و مکتب امام حسین(ع) است که قابلیت پرداخت داستانی دارند.
وی توضیح داد: مهمترین مسئله و مشکل در تولید آثار تاریخی، زمان و هزینه است؛ هرچه بهتر و ایدئالتر بخواهیم این کارها انجام گیرد زمان و هزینه میخواهد که باید در توانمان باشد و نمیشود، چون مگر چند کار الف ویژه میتوان ساخت. از سوی دیگر پتانسیل لوکیشنها کم است و شهرکهای سینمایی فرسوده. بنابراین لوکیشنها باید ساخته شوند که هزینه زیادی میطلبد. در بخش بازیگران، تکثر و تعدد بسیار زیاد است، همچنان که در «مهمانکشی» من ۲۰۰ تا ۳۰۰ بازیگر داشتم و اینها مشکلات و سختیهای این کار است. البته همواره ارزش دارد، چراکه مخاطب تشنه و خواهان این کارهاست.
دارابی با تأکید بر دغدغه تولید سریال «مهمانکشی» اظهار کرد: دغدغه «مهمانکشی» صحت تاریخی بود. وقتی قصه درباره تاریخ مذهبی ماست و با عقاید و دین مخاطب کار دارد، باید دقیق بیان شود. از سوی دیگر شخصیت اصلی، امام حسین(ع) و کسی است که حرمت دارد، پس ما حق نداریم که کار نازل بسازیم. از طرفی مخاطب هم باید کار خوب ببیند. ما در شرایطی سخت، «مهمانکشی» را ساختیم؛ نزدیک محرم بودیم و فرصت کمی آن هم بعد از جنگ ۱۲روزه و مصائب آن داشتیم، اما همه پای کار ایستادند.
این تهیهکننده تلویزیون در پاسخ به این سؤال که مسیر حرکت و عملکرد سیمافیلم را در تولید آثار عاشورایی چگونه میبیند، بیان کرد: بههرحال سیمافیلم هم بضاعت مشخصی دارد و با توجه به بضاعتی که دارد بابت تولیداتش باید تبریک گفت که تلاش میکند هرسال کاری داشته باشد، اما بههرحال برای تولید این دست آثار نیاز به امکاناتی ورای توان سیمافیلم هست که باید سیاستگذاری و نگاه کلان مدیریت تلویزیون نسبت به آن عوض شود.
وی یادآور شد: تلویزیون در تولیدات عاشورایی هم حمایتگر است و هم هدایتگر و قاعدتاً باید کار را هدایت و متخصصان امر را حمایت و به این سمت هدایت کند. ضمن اینکه نباید فراموش کنیم که این موضوع و تولید این جنس آثار از توان بخش خصوصی خارج است.
دارابی در پاسخ به این سؤال که آیا تولیدات سالهای اخیر توان اثرگذاری بر مخاطب غیرمذهبی و نسل جدید را داشته است، گفت: بله، تجربه زیسته و مواجهاتی که من داشتم نشان میدهد که این آثار این اثرگذاری را داشتهاند. بههرحال نوجوانان و جوانان در کتب درسی و مساجد و هیئتها درباره این قصه شنیدهاند و دوست دارند که تصویر و نمایش آن را ببینند و درک بهتری داشته باشند و این تولیدات همان جلوه تصویری صحبتهایی است که شنیدهاند.
چالش هزینهبری و طولانی شدن زمان تولید
احمد کاوری، کارگردان سریال «مهمانکشی» در توضیح چگونگی رفتن به سمت تولید کاری در باب فرهنگ عاشورا عنوان کرد: کار همیشه هست، ولی دغدغه شخصی شاید در تولید چنین آثاری برجستهتر میشود. مسئله عاشورا و محرم دغدغه همه مردم جهان است، بهخصوص کسانی که احساس آزادگی را دارند و آن دوران را بهعنوان فصلی بسیار خاص در تاریخ بشر میشناسند. البته قالب و شکل کار تاریخی برای هرکسی چالشبرانگیز است؛ اینکه خودش را در آن فضا محک بزند و تصاویر کهن را زنده کند. وی مهمترین چالش در تولید این دست آثار را اینگونه برشمرد: اصل چالش این است که خروجی اثر به اندازه فهم تولیدکنندگان متبلور میشود و هرچه عوامل درک والایی نسبت به این مقوله داشته باشند، اثر از منظر محتوایی به شکلی والاتر منتقل میشود. ماهم به اندازه فهم خودمان به این سمت رفتیم و خواستیم این موضوع را طوری دنبال کنیم که محتوایی را که در ذهن مردم وجود دارد به تصویر بکشیم. از سوی دیگر، نبود امکاناتی چون دکور و اکسسوار (لوازم صحنه) و نیاز به ساخته شدنشان از دیگر سختیهای اینگونه آثار است. بههرحال اکسسوار (لوازم صحنه)باید باورپذیر و بازنمای آن دوره تاریخی باشد. علاوه بر اینها این دست آثار، هزینه و زمان زیادی میطلبد و این چالش همیشگی برای سازندگان اثر درباره این دوره و مفاهیم است. فراموش نکنیم که در تولید سریالهای تاریخی-مذهبی تعدد بازیگران، طبیعی و لازمه این کارهاست؛ البته در این زمینه دست ما باز بود و گروه تولید رابطه خوبی باهم داشتند و اعتماد از سوی بازیگران برای حضور و نقشآفرینی در این کار برجسته بود. این کارگردان تلویزیون در پاسخ به این سؤال که چگونه در تولید یک اثر عاشورایی تعادل بین دادههای تاریخی و نمایشی کردن قصه برقرار میشود، عنوان کرد: همه آثار تاریخی اینگونه هستند که شما یک بخش را برمیگزینید و آن را نمایشی میکنید. بههرحال در این مسیر، روایتها گوناگون است و ۱۵۰۰ سال از موضوع گذشته و ممکن است برخی اطلاعات مخدوش شده باشد. تحقیقات کمک میکند که به اصل قصه نزدیک شویم، اما همواره تخیل و داستانپردازی هم در تولید کار وجود دارد. وی با تأکید بر مؤلفههای یک اثر تراز در حوزه فرهنگ عاشورایی گفت: در چنین کارهایی بحث آزادگی و عدالت باید در همه شئون برجسته باشد، زیرا کسانی که بهعنوان اولیا به آنان نگاه میکنیم برای این عدالتخواهی و حقطلبی برخاستهاند. تراز اگر «روز واقعه» باشد، هیچ اثری هنوز به گرد پای آن نرسیده است، چراکه آن کار از تحقیقات گسترده نویسندهاش که به فضای نمایش اشراف دارد و کارگردانی که زمان بسیاری برای ساخت اثر صرف کرده، برمیآید. درنتیجه یک کار خوب در این حوزه باید فیلمنامه خوب، زمان و سرمایه لازم، درک والای کارگردان از واقعه و بازیگران توانمند داشته باشد.
انتهای پیام/ن